در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

روش و منهج اولیای الهی در مواجهه با مخالفین عرفان

14370
عنوان بصری
نسخه عربی

روش و منهج اولیای الهی در مواجهه با مخالفین عرفان

5
  •  این بزرگانی كه ما با آنها رفت و آمد داشتیم تابحال و همیشه آنها را در سكوت می‌دیدیم، آیا این به چه علت بود؟ می‌دیدیم اینها ساكت هستند، هزار تا حرف در ذهنش و در فكر و مغزش است یكی را نمی‌گوید. بارها می‌شد ما بعد از سالها متوجه یك مطلبی می‌شدیم كه این مثلا چند سال پیش اتفاق افتاده و ما اصلا این را از پدرمان نشنیده بودیم و تعجب می‌كردیم ا یعنی ما هم نامحرم هستیم؟ نه ما نامحرم نبودیم، حالا البته خب شاید در آن حدی كه‌ الامُورُ مَرهُونَةٌ بِاوقَاتِها1 هر چیزی را كه نمی‌شود گفت، ولی دلیل این كه در آن موقع بیان نمی‌شود چون مفاسدی دارد، چون مطالبی دارد كه من كه حتی فرزند ایشان هستم در آن موقع این را نباید بدانم و بعد از گذشت سالها متوجه می‌شوم كه عجب، عجب، یك همچنین چیزی بوده و ما این را نشنیدیم و بعد هم آن قضیه خودش منتفی شده، یعنی دیگر آن مسئله منتفی شده و رفته و دیگر حالا فهمیدن و نفهمیدنش دیگر تفاوتی ندارد، هیچ اشكالی ندارد حالا چه بدانیم چه ندانیم. و آن ظرفیتی كه برای شنیدن هست آن ظرفیت الان پیدا شده نه آن موقع، این مهم است، و حالا كه این ظرفیت پیدا شده، حالا اگر این را بشنویم هیچ مسئله‌ای اتفاق نمی‌افتد. ولی اگر همین را چند سال پیش شما می‌شنیدید شاید برای شما مشكل پیدا می‌شد، مطلبی پیدا می‌شد در ذهنتان نمی‌توانستید آن را هضم كنید، بله؟ خیلی از مطالب همینطور است، خیلی از مسائلی را كه ما می‌شنویم و به گوشمان می‌خورد همین قسم است.

  •  اگر انسان یك حرفی را شنیده خب از دو حال خارج نیست یا این حرف راست است یا دروغ است، اگر دروغ است پس دیگر ناراحتی ندارد شما چه كار باید بكنید؟ چرا ما در یك وضعیتی هستیم (خب این یك مشكلی است كه باید به این برسیم) كه اگر یك حرفی را می‌شنویم نمی‌اندازیم در آن كفه ترازو كه شاید دروغ است، می‌اندازیم در این كفه كه نخیر راست است، این از چه قضیه‌ای ناشی می‌شود؟ و به كجاها برمی‌گردد و چه سر نخ‌هایی به دست انسان می‌دهد؟ آقا اگر یك مطلبی را ما می‌شنیدیم نظیر این را كه مربوط به یكی از افراد خود ما و نزدیكان خود ما بود آیا باز هم می‌انداختیم در كفه‌ای كه راست است یا نه آنجا دیگر می‌انداختیم در كفه‌ای كه این حرف دروغ است؟ در حالی كه حرف یكی است، مطلب یكی است، مفهوم و محتوا یكی است. این كه ما در آنجا می‌اندازیم كه این راست است و بعد هم بلند می‌شویم روی آن اقدام می‌كنیم، عكس العمل به خرج می‌دهیم، به این می‌گوییم و به آن می‌گوییم و فتنه به پا می‌شود، مسائل و قضایا درست می‌شود. اما اگر همین قضیه مربوطه اصلا دروغ است و حرفش را هم نزن و فوری كات می‌كنیم و می‌بندیم و می‌گذاریم كنار این برای چیست؟ این ناشی از خودِ اصل مسئله ای است كه در خارج است یا برمی‌گردد به یك چیزهای دیگر؟ چون هر دو مطلب یكی است پس مربوط به خارج نیست، مسئله یكی است، منتهی در دو ظرف گفته شده، در دو مورد متفاوت این قضیه گفته شده، در آنجا حمل می‌كنیم بر اینكه راست‌

    1. ١- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله: امور همه در گرو وقت خود هستند. بحار الانوار، دارالكتب الاسلاميه، ج ٧٧، ص ١٦٥، ح ٢