مراد از کلمۀ «مولا» در فرمایش پیامبر اکرم در روز غدیر خم
5خود أمیرالمؤمنین، حالا ما میگوییم أمیرالمؤمنین كه در مدینه یا در مكه به عنوان حاكم بودند خب همه جا كه حكومت نمیكردند فقط منحصر بود به كوفه، در یمن یك شخص حكومت میكرد، در بصره یكی حكومت میكرد، در كجا یكی حكومت میكرد اینها جاهای مختلف بودند از طرف آن حضرت، ولی خود حضرت یا در مدینه بودند یا در كوفه بودند از دایره كوفه كه خارج نبودند، آنها هم كه این كار را میكردند چه كار میكردند، رتق و فتق امور میكردند، شاكی میآمد، مدعی میآمد، نمیدانم مستمند میآمد، حاجتمند میآمد، سارقی میآمد خب اینها جلوگیری میكردند، همه كارهایی كه خب یك حاكم و یك امیر باید در محدوده ماموریت خود این مسائل را انجام بدهد. آیا یك حكومت اینقدر ارزش دارد كه پیغمبر سی هزار نفر را بیاورد جمع بكند و بگوید بعد از من علی حاكم باشد؟ این چه ارزشی دارد؟ حكومتهایی كه ما الان داریم در دنیا میبینیم اینها خب حالا یكی بالاتر یكی پایینتر، یكی كمتر، یكی بیشتر این چه ارزشی دارد؟
وانگهی این همه افراد هم بودند كه اینها حكومتشان مورد تایید مردم بود، مثل عمر ابن عبدالعزیز خب این حكومتی كه كرد مورد تایید مردم بود، و مردم او را به عدالت میستودند و در تشییع جنازه او اشك میریختند و گریه میكردند. خب این هم حكومت كرد دیگر، مردم هم دوستش داشتند، حتما كه همه مثل یزید و هشام ابن عبدالملك و مثل هارون و اینها كه نبودند، عمر ابن عبدالعزیز هم در میان آنها بود.
این چه قضیهای است؟ این علت باعث شده كه حتی به طور كلی ارزش این حكومت برای این افراد تبدیل به یك ضد ارزش بشود و بگویند كه اصلا پیغمبر أمیرالمؤمنین را برای حكومت نیاورد به مردم معرفی كند پیغمبر آمد أمیرالمؤمنین را به عنوان یك مرجع دینی كه مردم مسائل شرعی و احكامشان را از أمیرالمؤمنین فرابگیرند آمد به مردم نشان داد و گرنه خود حكومت كه خب چیزی نیست كه به اصطلاح علی بیاید حاكم آن باشد، چه علی بگوید كه آقا فلان جا نخلستان بكارید، چه قیس ابن سعد ابن عباده بگوید در فلان جا نخلستان بكارید، هر دو را نخلستان میكارند دیگر این كه تفاوت نمیكند، چه علی بگوید كه فلان جا آمدند برای تعدی و تجاوز دفعشان كنید چه كس دیگر بگوید بالاخره هر در دو لشگر اسلام باید برود و دفع آنها را بكند، تفاوتی نمیكند.

