مراد از کلمۀ «مولا» در فرمایش پیامبر اکرم در روز غدیر خم
3غیر اینها این قضیه را به تواتر و بالاتر از تواتر نقل كردند امروزه میبینیم گروهی میآیند و اصل قضیه را اصلا انكار میكنند، خب اینها یك عده هستند.
بعضیها در محتوای مسئله غدیر شبهه میكنند، تشكیك میكنند، و همانطور كه خب خیلی از اهل تسنن حتی این مطالب را بیان میكنند كه فقط پیامبر به صرف عنوان یك عقد دوستی و محبت این مطلب را آمد و بیان كرد كه خب این هم از سابق نسبت به این مسئله بوده، چون اگر قرار باشد كه از این قضیه قدری جلوتر برویم پای خیلی از مسائل به وسط میآید و گریبانگیر مرام و مكتب خیلی از افراد خواهد شد. لذا در همین مرتبه مطلب و جریان غدیر را متوقف میكنند كه پیغمبر آمد و گفت كه این اهل بیت من افراد شایستهای هستند كه سزاوار است كه با آنها محبت و مودت و معاشرت را ادامه بدهید و این همه را جمع كرد كه این حرف را به آنها بزند.
واقعا اگر پیغمبر جداً یك همچنین قصدی داشت ما در عقل یك همچنین پیغمبری تشكیك میكردیم! برو و برگرد ندارد، یعنی اینها كه میآیند این مطالب را میگویند اصلا خودشان نمیفهمند كه دارند زیرآب پیغمبر خودشان را میزنند و او را اصلا از حد یك آدم عاقل دارند ساقط میكنند. پیغمبر بردارد سی هزار نفر را جمع كند در آن گرما، سه روز بیا و برو و فلان و این حرفها بعد برود و بگوید كه اینها را دوست داشته باشید! از آدم عاقل این مطلب ساخته نیست.
بعضیها آمدند و این مسئله غدیر را به عنوان یك مسئله حكومت ظاهری و خلافت ظاهری تعبیر كردند كه رسول خدا همانطوری كه خودش در این دوران زمامداری خود در مدینه، چون در مكه كه حكومت نداشت پیغمبر سیزده سال در مكه پیغمبر محكوم بود به جای حاكم، سه سال كه مختفیا بودف ده سال بعد هم كه همهاش مورد اذیت و آزار و حبس و حصر در شعب ابیطالب و بعد هم هجرت از مكه به مدینه، حكومتی نبود خبری نبود، در مدینه كه آمد این مسئله حكومت در مدینه به وجود آمد و بعد آمدند و مكه را گرفتند و فتح كردند و امثال ذلك.

