دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس
2من یك وقت رفته بودم جایی و خب در آنجا دوستانی بودند و صحبتی بود و مجالسی بود و سوال و جواب بود، سوال میكردند روی كاغذ مینوشتند و ما هم طبق حدود فهم خودمان و اینها جواب و پاسخ میدادیم عرض میكنم همیشه همه جا همه جور هستند دیگر بعد وقتی كه این سوالها كه میآمد بعضی از این سوالها را كه نگاه میكردم میدیدم این سوالها مشكوك است، اصلا آنها را پاسخ نمیدادم میگذاشتم زیر، اصلا انگار نه انگار كه یك همچنین سوالی به دست ما رسیده، دوباره یك مدت میگذشت مثل اینكه آن شخص و طرف میدید كه این همه داریم جوابها را میدهیم ولی این سوال هنوز پاسخی داده نشده، دوباره به یك شكل دیگر و با یك ادبیات دیگر و به یك نحوه دیگر دوباره همان مطلب را تكرار میكرد، میدیدیم خب بنده خدا مثل اینكه كسالت دارد دوباره ما این كاغذ را میگذاشتیم زیر، به آن مجلس میگفتند محاضره، یعنی

