معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان
8ما چیزهایی دیدیم، مسائلی دیدیم، همهجورش را دیدیم، آن كسی میرود و به آخر میرسد كه آن یاء نیاز را همیشه با خودش دارد، همیشه همراه خودش دارد، ی پررنگ، ی خوشخط، نستعلیق قشنگ، نه ی كوچولو، ی با خط درشت قلم، قلمهای درشت، آن یاء به درد میخورد، آن ی، یك وقت آن ی نازك نشود! مثلا قلم درشت بشود قلم باریك و بعد بشود یك خودنویس بعد هم حالا آن خودنویس هم كوچولو، كوچولو و كم كم، اگر انسان متوجه نشود كم كم اینجوری میشود ها! آن یاء بعدا كم كم هم حذف میشود و نیاز میشود ناز، تمام شد. فاتحه، یك فاتحه بخوانید و با سه تا قل هو اللَه چون دیگر كار ... و من این را میدیدم در راه و روش بزرگان میدیدم، حالت نیاز را میدیدم، همیشه میدیدم، همیشه میدیدم.
همیشه این وضعیت و موقعیت را نسبت به اساتید مرحوم آقا رضوان اللَه علیه واقعا این جنبه نیاز را هم در مقام بیان تا زمان آخری كه ایشان از دنیا رفتند احساس میكردم، میفرمودند استاد ما آقای حداد، استاد ما آقای حداد، تا زمانی كه ایشان از دنیا رفتند، بنده نسبت به این مطالب شاهد بودم. استاد ما ایشان بودند، استاد ما علامه طباطبایی بودند، استاد ما اینها ... توجه میفرمایید؟
و این حالت حالتی بود كه خب الان برای ما این مسائل همه به عنوان تأسی به آن مبانی و به آن روش و

