در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان

14633
عنوان بصری
نسخه عربی

معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان

5
  •  باشد خب من از خدا می‌خواهم كه خدا از من بگذرد و اگر اینكه می‌گویی غلط باشد از خدا می‌خواهم كه از تو بگذرد و این خب چیزی است كه واقعا و قاعدتا هم انسان باید همین كار را انجام بدهد. و یا آن مطلب دیگری كه می‌فرمایند: كسی كه تو را وعده بدهد فلان كار را خواهم كرد، با تو چنان برخوردی خواهم كرد، تو را تهدید بكند، انسان به او بگوید كه اگر مطلبی دارید بیایید صحبت كنیم، مسئله باز بشود، درب ما به روی شما بسته نیست، شما هر وقتی كه بخواهید بیایید منزل خودتان است، تشریف بیاورید صحبت بكنیم، مسئله اگر قابل حل است حل بشود و انسان راهش را پیدا بكند، خب چقدر این مطلب واقعا صحیح است و چقدر این روش، روش پسندیده‌ای است كه انسان این روش را انجام بدهد، حالا البته خب اگر خداوند توفیق بدهد راجع به این مطالب و فقرات در آینده صحبت‌هایی بصورت فشرده عرض خواهد شد.

  •  آنچه را كه نسبت به این فقرات مهم است و اهمیت حیاتی دارد و بسیار این قضیه در راه انسان تاثیر دارد و در نفس انسان اثرگذار است این است كه در وهله اول باید ببینیم اینها متوجه خود ما خواهد شد یا نه؟ یعنی این قضیه و رعایت این مسئله چه اثر مثبتی در خود ما دارد؟ حالا ما كاری به اجتماع نداریم، اصلا فرض می‌كنیم كسی در اجتماع نیست، اصلا فرض می‌كنیم كه كسی نیست، خود ما فی حد نفسه در این مطالب چقدر نقش داریم؟ چقدر نقش داریم؟ و چقدر اینها در خود ما تاثیرگذار هست؟ و تاثیر سلوكی در نفس به واسطه رعایت این مطالب چه حد است؟ این قضیه از تاثیرها و مسائل دیگر مهم‌تر است.

  •  و مسئله این است كه به طور كلی آنچه را كه اصل و اساس و محور برای حركت به سوی خداست عبارت است از حركت به سوی توحید، حركت به سوی حق، حركت به سوی آزادی و حرّیت، حركت به سوی وحدت، حركت به سوی محبت و عشق، حركت به سوی صفا و صمیمیت و بهاء و نور این عبارت است از مسیر توحید و سلوكی كه انسان باید این راه را طی كند. این معیار است، یعنی عمود خیمه در این وادی عبارت است از این مسئله، شاخص انسان در حركت به سوی پروردگار عبارت است از حركت از انانیت، از نفسانیت، از ظلمت، كه در آیه شریفه دارد يخرجونهم من الظلمات الى النور، خروج از ظلمت به نور، معنایش همین است، یعنی انسان از انانیات خارج بشود، حركت كند به سوی آن صفا و صمیمیت و سلب اعتبار و رفع توهمات و رفع تخیلات، از خودگرایی و خودمحوری خارج بشود و حركت كند به سوی كلی محوری و هم‌نوع محوری، و همه را یكسان دیدن، همانطوری كه مرحوم آقا بارها می‌فرمودند این جمله از ایشان برای دوستانی كه ایشان را ملاقات كردند و در مجالس و اینها بودند [می‌شنیدند كه‌] همیشه می‌گفتند كه همه ما به میزان دندانه‌های یك شانه هستیم، دندانه‌های یك شانه! و این مطلب را از روی تعارف نمی‌گفتند، یعنی خودشان را واقعا نسبت به آن رفیق و نسبت به افراد دیگر در همین مرتبه می‌دیدند، البته آن مسئولیت تربیت و لوازمی كه برای این قضیه هست سر جای خودش محفوظ باید باشد، ولی از لحاظ قدر و اندازه و موقعیتی كه انسان باید در پیشگاه پروردگار در ارتباط با دوستان خودش و در ارتباط با همنوع خودش، در ارتباط با هم مسیر خودش، در ارتباط با سائر افراد داشته باشد این است، دندانه‌های یك شانه، ببینید شانه دندانه‌هایش یكسان است، هیچ تفاوتی ندارد، وقتی شانه شروع می‌شود این شانه‌ها (حالا نمی‌دانم سابق كه اینطور بود) از دندانه‌های كوتاه شروع می‌شود می‌آید پایین و این دندانه‌ها بزرگ می‌شود و بعد كم كم دوباره‌