نتیجه
معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان
2یك وقتی، یك نفر، یك مطلبی (چندی پیش بود) راجع به یك موردی گفته بود، و بعد این قضیه به گوش این و آن رسیده بود و آن فرد خلاصه آمد و گفت یك همچنین مسئلهای هست و من میگویم اعتنا نكنیم به این مسئله، [وگرنه] شیوع پیدا میكند، گفتم آقا این قضیه از اول و از اصل صحت ندارد، اصلا از اصل. یعنی یك فردی، یك مطلبی را كه اصلا صحت ندارد و من جمیع الوجوه هیچ دخلی برای انسان در آن قضیه نیست بر اساس یك شبههای، بر اساس یك توهمی، بر اساس یك تصوری میآید ... حالا كی؟ افرادی كه خب اینها سالیان سال در خدمت بزرگان بودهاند، از آنها استفاده كردند، از صحبتهایشان استفاده كردند، خب پس چی شد؟ این استفاده از بزرگان چی شد؟ این رفت و آمدها، این وقت گرفتنها، این ملاقاتهای خصوصی، این كه ما میدیدیم و خودمان مشاهده میكردیم، برایشان چایی و میوه میبردیم، مینشستند و

