سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
7افراد دیگر است.
یك كسی آمده بود كه آقا این قضیه اقتصادی به چه نحو است؟ من گفتم مسئله به این كیفیت است. گفت كه من آن زمان خدمت پدر شما میرسیدم اینطوری میگفتند. گفتم بنده كه پدرم نیستم؛ اولا اینكه این زمان با آن زمان دوتاست، بیست سال ازش گذشته، ثانیا كه بنده پدرم نیستم، اگر بنده پدرم بودم موقعیت پدرم را داشتم شاید مثل او حكم میكردم، ولی چون پدرم نیستم طبق تشخیص خودم عمل میكنم، الان تشخیص من این است. شما با پدر من آنجور عمل میكردی خودت میدانی ارتباطی به من ندارد، من باید به نحوی عمل كنم كه فردا پاسخگو باشم. بله، اگر موقعیت و بینشم مثل ایشان بود، اشراف و اطلاعم مثل ایشان بود شاید قضیه فرق میكرد و خیلی مطلب جلوتر از این هم میرفت، ولی از آنجایی كه بنده یك همچنین اشرافی ندارم باید طبق شرع و طبق آنچه كه ظاهر شرع به بنده حكم میكند، طبق آن حكم كنم.
فردا خدا پدرمان را درمیآورد. تو كه تشخیصت به این نحو بود به صرف گفتن ... وانگهی از كجا تو داری راست میگویی؟ از كجا تو اشتباه نمیكنی؟ از كجا تو در تشخیصت كاری را كه او كرده به نحو دیگری داری حمل میكنی؟ شاید او در همان موقع این نحوه كه با تو عمل میكرد براساس یك مصلحت و براساس یك بینشی بود كه تو از او اطلاع نداری، و الان سایر قضایا و مسائل را داری با او قیاس میكنی و میگویی باید به یك نسق مطلب هم در اینجا جاری شود.
و این همان نكات دقیق و ظریفی است كه انسان باید به این نكات توجه داشته باشد وگرنه خدایی نكرده خیلی از انحرافات و مهالك برای انسان به واسطه اشتباه در بینش و اشتباه در طریق پیدا خواهد شد. اینها همه برگشتش به نفس است، یعنی وقتی كه یك شخص میگوید اگر تو این كار را بكنی من این پاسخ را به تو میدهم؛ یعنی من در اینجا مطرح هستم. به بود و نبود مطلب كار ندارد، به صحت و سقم كاری ندارد، چون فلان مطلب را گفته پس بنابراین باید در مقام اثبات به هر شكلی آن مطلب را اثبات كند. چون فلان فتوا را داده باید به هر كیفیتی از آن فتوا حراست و حفاظت و مواظبت كند. وگرنه میگویند آقا یك مجتهد دو ماه پیش یك همچنین فتوایی داده الان از فتوایش برگشته؛ خب برگردد كه برگردد مگر مجتهد معصوم است؟ مجتهد مثل افرادی عادی است. برایش یك قضیه میآورند میگویند آقا ماه را ما دیدیم به این كیفیت، به این كیفیت. سؤال میكند، فتوا میدهد امشب شب اول ماه. بعد میگویند بابا اینها سر تو كلاه گذاشتند! ماه چی، كشك چی، پشم چی، این حرفها چی، میگوید عجب، معلوم میشود ... آقا برگردانید برگردانید.

