سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
3حرفها میزدند: این سنی است و ولایت ندارد و چیزهایی كه همیشه از این مسائل هست! یكدفعه در كنار خیابان با هم میرفتیم و مرحوم آقای حداد به این فرد سلام كردند او شخص معمّمی بود و جواب سلام آقای حداد را نداد و همینطوری رد شد. بعد وقتی كه رفتیم آقای حداد رو كردند به من گفتند: آخر ما چه كردیم كه باید این فرد جواب سلام ما را ندهد؟ مگر جواب سلام واجب نیست؟
تو كه عمّامه سرت هست اینقدر نمیفهمی كه جواب سلام واجب است! آنوقت چه توقعی از سایر افراد است! خیلی عجیب است، یعنی وقتی كه انسان به جایی خودش میرسد میبیند با بقیه فرقی نمیكند. اینها فقط زبان است كه تابهحال حركت میكرد، دل همراه این زبان حركت نمیكرد، صحبتهایی كه برای افراد میكرد، منبرهایی كه میرفت، نصیحتهایی كه میكرد، بالا، پایین، مقاله و كتاب مینوشت این طرف برو، آن طرف برو، تبلیغ، همه اینها فقط زبان میچرخید.
بعد ایشان فرمودند كه برویم او را از اشتباه بیرون بیاوریم نگذاریم كه در اشتباه بماند، خوب نیست. ببینید چقدر این اولیاء خدا برای دستگیری اهتمام داشتند، آخر اینها كه توقعی از این افراد ندارند، حالا برود این حرف را بزند كه فردا بلند شود بیاید خانه. بابا این اصلا حوصله ندارد پاسخ زن و بچهاش را بدهد حالا افراد بخواهند بیایند منزلش بروند. گفتند با هم رفتیم منزلش در زدیم و در را باز كرد. دیگر وارد نشدند همانجا آقای حداد به ایشان گفتند: آقا من یك سؤال از شما میكنم، ما شهادت به توحید و شهادت به رسالت پیغمبر و ولایت امیرالمؤمنین میدهیم، شما روی چه حسابی جواب سلام ما را ندادی؟ واقعاً آمدیم از شما سؤال بكنیم چه قضیهای بوده؟ گفتند این همینطور سرش را انداخت پایین، هیچ اصلًا حرف نزد و خیلی خجالت كشید و نادم شد و از ایشان عذرخواهی كرد و دیگر نوبت به مطالب دیگر نرسید.

