رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان
8ولی صحبت در این است كه هر چیز جای خودش را دارد، وقتیكه اویس میآید در مدینه، میبیند كه این الان آمده، میماند پیغمبر را ببیند و آن عهد و شروطی را كه با مادرش بسته كنار بگذارد. فكر میكند، عشقش میگوید بمان پیغمبر را ببین حتی عشقش هم این را نمیگوید، چیز دیگر میگوید بالاتر از این محبتش، علاقه به همین دیدن ظاهر، میگوید حالا بایست صبر كن. عقلش، دینش، مكتبش میگوید: عهد كردی با مادر، شرط كردی با مادر، اگر بمانی زیر عهد و شرطت را زدی، چطور پاسخ مادر را میدهی و چطور پاسخ وجدان خودت را میدهی؟
آنچه كه در این كلمات و در بیانات امام صادق علیهالسّلام مدّ نظر است كه انشاللَه در جلسات بعد راجع به آن صحبت میكنیم پاسخگویی به وجدان خود است. حالا كاری به اثراتی كه ممكن است این نحوه گفتار در مخاطب، اجتماع داشته باشد به جای خود، اینكه انسان چگونه بتواند به وجدان و فطرت خود و به مسائل خود پاسخگو باشد این مهم است؛ یعنی آنچه كه مدّ نظر امام علیهالسّلام است این مسئله است. اینجاست كه آن علاقه و آن عشق و محبتی كه به رسول خدا دارد، چون این محبت و علاقه یك محبت

