در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان

14304
عنوان بصری
نسخه عربی

رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان

7
  •  اویس، مادرش اجازه نداد كه بیش از یك نیمروز در مدینه بماند و به زیارت پیغمبر نائل شود. از یمن به مدینه آمد، وقتی‌كه رسید گفتند پیغمبر در مدینه نیستند. اما ببینید چقدر عجیب است، این باید در وقتی بیاید كه پیغمبر نباشد! تو بیشتر عاشق آقای حداد بودی یا اویس عاشق پیغمبر؟ اویس بود. لذا اویس رسید و تو نرسیدی، اویس به محبوبش رسید، به معشوقش رسید، به آنجایی كه باید برسد رسید، چون روی حساب حركت كرد. آمد گفت من آمدم پیغمبر را ببینم. آیا آمدم قیافه پیغمبر را ببینم؟ چشم و ابرو كه زیاد است؟ آمدم سیمای پیغمبر را ببینم؟ آمدم چشم و ابرویش را ببینم؟ آمدم بنشینم صحبت كنم؟ یا آمدم مدینه كه به پیغمبر و به محبوبم وصل شوم؟ كدام یك از این دو دیدگاه مورد نظر اویس بود؟ با دیدن پیغمبر وصل بشوم.

  •  اگر من بیایم در آنجا و خلاف شرطی را كه با مادرم كردم بر اینكه بیشتر نمانم بكنم، می‌توانم محبوب خودم را ببینم، ولی فقط چشم و ابرویش را دیدم، فقط ریش و عمامه و لباسش را دیدم، دیگر نصیب بیشتری برایم پیدا نشد. كسی آنجا بماند بالاخره پیغمبر كه برمی‌گردد، همیشه كه بیرون مدینه نمی‌ماند، یك روز دو روز سه روز، بالاخره بعد از یك هفته هم كه شده برمی‌گردد. این می‌گوید این‌قدر می‌مانیم تا پیغمبر بیاید، همین‌كه می‌گوید این‌قدر می‌مانیم تا پیغمبر بیاید همان آن پیغمبر وارد مدینه می‌شود. [پیغمبر می‌فرمایند] نه آقا، ما تو را در انتظار نمی‌گذاریم، ولی باختی، تمام شد.

  •  اما اگر بگوید كه نه، من می‌آیم كه به پیغمبرم وصل شوم، دیدن او به من جان بدهد، قلب مرا باز كند. خب بالاخره دیدن ظاهر تأثیر دارد، شكی در این مسئله نیست، شكی نیست كه بالاخره ظاهر تأثیر دارد، دیدن تأثیر دارد. این‌قدر كه بزرگان، مرحوم آقا توصیه می‌كردند كه دوستان و رفقا همدیگر را ببینند برای همین است. خب [ما بگوییم‌] بالاخره رفیق هستیم دل به دل باید راه داشته باشد. نه، خود دیدن ظاهر خودش باعث انتقال معانی و مطالب و مسائل می‌شود و از موانع دیگر جلوگیری می‌كند و خلاصه این مسئله خیلی مهم است.