رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان
5چرا ما در آن موقعیتی كه هستیم همانطور خود را ننماییم؟ و چرا در آن مرتبهای كه قرار داریم غیر از آن خود را بنماییم؟ الان من دارم برای شما صحبت میكنم، خب میگویید این آقایی كه هست پسر علامه طهرانی است، فلان ...، حتماً خودش هم خیلی عالی است. توقعی كه الان هست چیست؟ توقع این است كه بنده هر شب برای نماز شب بلند شوم. این توقع غلط است؛ چون بعضی از اوقات بنده بلند نمیشوم، حالا به هر جهتی یا كسالت دارم یا سردرد و ... بعد هم گفتند ظهر هم میتوانید قضایش را بجا بیاورید. حالا اگر من بگویم آقا بنده هر شب برای نماز شب [بلند نمیشوم.] [میگوئید] عجب! آقا پس ما كجا داریم میآییم؟ ما حرف كه را داریم میشنویم؟ مگر میشود آقای طهرانی بیاید صحبت بكند و هر شب برای نماز شب بلند نشود؟
این غلط است. یعنی یك تصوّر غلط، یك مسئله غلط میآید در ذهن جا میگیرد و همان اصل میشود و تمام مطالب، اگر از خدا بگویم از پیغمبر و معاد بگویم از هر چه بگویم، دور همان دور میزند؛ دور یك مطلب غلط، دور یك اندیشه غلط، دور یك محتوای غلط كه هر شب هركسی باید بلند شود برای نماز شب. نخیر، بلند هم نشدی، نشدی؛ گناه نكردی.
خیلی از اوقات اتفاق میافتد كه بنده در همان جایی كه هستم میخوانم. به من میگویند نباید بلند شوی باید استراحت كنی. گاهی اوقات احساس میكنم كه بخواهم بلند شوم مخالفت حرف پزشك كردم و این نماز شب مورد رضای خدا نیست؛ بنده بلند نمیشوم خیلی صریح! توجه میكنید؟ وقتی خدا راه قرار داده است، طبق راه او باید حركت كرد نه اینكه انسان از خودش بخواهد اضافه كند، هی بالا و پایین بكند.
یك شخصی بود خیلی به مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه علاقه داشت، اما پدرش با رفتن به عراق و دیدن و اینها به دلائلی، حالا هرچه بود بالاخره از دنیا رفتند مخالف بود. وقتیكه میرفت در آنجا، مرحوم آقای حداد میگفتند كه چرا بدون اجازه پدرت در اینجا آمدی؟ میدانند این علاقه دارد، واقعاً هم علاقه داشت، واقعاً هم علاقه داشت عاشق آقای حداد بود، واقعاً به ایشان عشق میورزید ولی این عشق و این علاقه باید در راستای مبانی اعمال شود. عشقی كه بخواهد بر اساس غیر مبانی باشد و غیر دستور باشد و غیر از آنچه را كه مورد رضای معشوق و محبوب و استاد و راهنما و دستگیركننده باشد، آن عشق دیگر نمیتواند رحمانی باشد. مطالبی كه پیش میآید، تبعاتی كه دارد. همینكه این فكر میكند پدرش البته پدرش از این قضیه مطلع بود كه این نحوه رفتن مورد رضای ایشان نیست، این مورد رضای ایشان نیست. همینكه پدر احساس میكند این چه استاد و این چه راهی است كه با وجود نهی پدر ...

