رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان
3گفت: بابا! همین الان دارم به شما میگویم [محمد بن اشعث نه عبداللَه!] برای محمد بن اشعث مردم صلوات فرستادند!
خب این خیلی نكتهها میدهد دست آدم! این مردم، مردمی هستند كه برای محمد بن اشعث هم صلوات میفرستند! توجه میكنید؟ این چیست؟ خب بابا صبر كن ببین این محمد بن عبداللَه است یا اشعث، كدام است؟! آخر اینكه آدم همینطوری سریع اسمش بیاید و راه بیفتد اینكه نشد، یك هوایی بیاید و راه بیفتد، یك اسمی بیاید و صلوات بفرستد، یك صدایی بشنود و دنبال صدا حركت كند. بابا ببین این صدا از كجا آمد، این صدا صدای رحمان است، یا صدای شیطان است؟ توجه میفرمایید؟ این صدا از كجا دارد میآید كه راه میافتی و دنبال میروی. مردم دارند میروند خب [تو هم] بیا برویم ببینیم چه خبر است؛ چی چی چه خبر است؟ شاید مردم دارند راه خلاف میروند، برای چه تو داری میروی ببینی چه خبر است؟ این خیلی مسئله مهمی است كه انسان چطور قضایا و مسائل را بتواند تحلیل كند و به هر جایی بخواهد نرود.
همیشه یك زمینه قبلی برای انسان پیدا میشود، انسان باید متوجه این نكته باشد كه وقتیكه زمینه قبلی هست بتواند خود را در مسیر صحیح قرار دهد. این مسئله نیاز به تمرین دارد، نیاز به مراقبه دارد، نیاز به كار كردن دارد. انسان باید روی خودش و اعصاب خودش، روی فكر خودش، روی موقعیت خودش، كار كند؛ و بعد از كار كردن و زحمت كشیدن و تأمل كردن كمكم انسان احساس میكند كه دلش، قلبش، فكرش، نسبت به مسائل تغییر كرده است. قلبش نسبت به مطالب آن سِفتی سابق را ندارد، آن زمختی را ندارد، آن حساسیت را ندارد. بهجای اینكه بخواهد روی این مسائل، روی این زمینهها و پیش زمینهها فكر كند به دنبال محتوا میرود. محتوای مطلب چیست، مفهوم مطلب چیست، به دنبال آنها حركت میكند.
افرادی كه از قبل برای خودشان پیش زمینههایی درست میكنند، یك چهرههایی برای خودشان میسازند، هیچگاه اینها رشد و ترقی نمیكنند. [مثلًا میگویید] فلان كس یك همچنین موقعیتی دارد. [میگوید] آقا اصلًا راجع به فلان كس حرف نزن من اصلًا نمیتوانم پشت سر او حرفی را بشنوم. خب شاید درست است.

