رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
9باسكول بكش ببینم چند كیلو هستی؟ اگر تو صد و ده كیلو بودی نسخهات را میروم داروخانه میگیرم، اگر هفتاد كیلو بودی كاری به تو ندارنم اینجوری هستی؟ به وزن و هیكلش كاری نداریم، به اینكه نود كیلو است یا شصت، خودش میداند هرچه هست، به علمش كار داریم، به تشخیصش كار داریم، به آن پروانه برای كارش كار داریم، به آن استناد و مدركش كار داریم و به تبحرّش كار داریم. یا اینكه از او میپرسی كه فرض بكنید كه آقا شما یك عیال داری یا اینكه عیالات متعدده دارید؟! میگوید به من چه كار داری مرتیكه؟! آمدی اینجا دلت درد میكند بیا دارو و نسخه و آمپول بدهم برو خوب كن، اینكه من یك زن دارم یا ده تا زن دارم به توچه؟
یك ولی خدا را كه انسان به این عنوان دارد نسبت به او عنوان میكند به این كار ندارد ولی خدا نود كیلو و شصت كیلو و هفتاد كیلو است، به این عنوان كار دارد كه این موقعیت را و این عنوان را احراز كرده یا احراز نكرده است؟ و این ولی خدا با احراز این عنوان، آنموقع انسان باید نسبت به مطالبش و نسبت به حركاتش و سكناتش و تصرفاتش باید نظر بكند كه آیا این مطلب به چه نحو است و به چه گونه است و آیا قابل اقتدا هست یا اینكه مطلب مطلب شخصی است؟ چون ممكن است یك كاری ولی خدا بكند انسان نباید انجام بدهد، نباید انسان انجام بدهد آن مربوط به اوست، اختصاص به او دارد. اگر قرار بود بر اینكه هر كاری او میكند ما انجام بدهیم خب ما ولی خدا بودیم ما عارف بودیم! بعضی از امور اختصاص به او دارد چرا؟ چون او اشراف دارد، آن چون اشراف دارد این مطلب را میگوید.
در جریان علیبنیقطین وقتی امام كاظم علیهالسّلام به او پیغام میدهند كه وضویت را باید طبق وضوی اهل سنت بگیری آن وضو میشود برای او واجب، تمام شد! اگر بعد از این پیغام همین علیبنیقطین وضو را طبق وضوی شیعه و مكتب اهل بیت بگیرد وضویش باطل است و نمازش هم باطل است. امام میفرماید كه باید وضویت را از این به بعد این طور بگیری، چرا؟ چرا من بگیرم؟ به تو چه مربوط است؟ امام میگوید باید وضو را طبق اهل سنت بگیری، اصلا امام میگوید وضو نباید بگیری نگیر! اگر وضو بگیری وضو باطل است.

