رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
3كتابت و اینها این مطالب را خدمت رفقا و دوستان عرض میكنیم. ولی علیكلحال آنچه را كه برای محاورات و خطاب و ارتباطات ضرورت دارد و لازم است اینها را خدمت رفقا عرض كنیم و از حشو و زوائد قدری بپرهیزیم.
مطالب در اینجا مطالب بسیار مهمی است؛ چون دقیقاً برگشتش به ارتباطات در محاورات، محیط منزل و خانواده و همینطور محیط اجتماعی است. فلهذا امام علیهالسّلام این مطلب را در اینجا بهعنوان یك اصل ضروری در برخورد با افراد بیان میكند. تمام آنچه را كه حضرت در اینجا بیان میكنند همانطوری كه عرض كردیم بر یك محوریت دور میزند و آن اینكه انسان در ارتباطاتش آیا باید مسائل نفسانی را در نظر بگیرد یا مسائل واقعی را؟ همین! همین یك جمله.
اگر كسی به شما بگوید كه اگر یكی بگویی ده تا جوابت را میدهم این چه ریشه و منبعی دارد؟ چرا باید یك همچنین حرفی را بزند و انسان در قبال این حرف چه پاسخی باید بدهد؟ فوری انسان میفهمد و متوجه میشود كه این مطلب از چه موقعیتی مطرح میشود. در میان همه افراد، الان شما در محاورات و ارتباطات و سخنرانیها و صحبتها و هرچه كه داریم میشنویم، گوش میدهیم و نگاه میكنیم، وقتیكه شخص یك چیزی را كه به او مربوط است، اگر به او مربوط نباشد كه اصلًا از كنارش میگذرد، اگر یك مطلب به انسان ارتباط نداشته باشد اگر كفر هم بگوید كاری ندارد به من چه ربطی دارد، سری كه درد نمیكند كه دستمال نمیبندند، حالا بگذار كفر بگوید، یعنی اگر پای كفر هم در میان بیاید كاری ندارد! حالا مواردش را خدمتتان عرض میكنم.
یا اینكه راجع به یك شخصی یك نویسندهای، یكی میگوید كه فلانی در كتابش این را نوشته. میگوید: آقا به من چه حوصله داری؟! بیایی حالا مثلًا فرض بكنید كه راجع به ... حالا كاری ندارد راجع به هرچیزی نوشته باشد، به نوشته كاری ندارد به موقعیت خودش كار دارد كه در ارتباط با این قضیه موقعیت او چقدر به خطر میافتد یا نه! چه مصلحتی بر این مترتب هست یا نه! چه ضرری به او متوجه میشود یا نه! به موقعیت كار دارد نه به مطلب، مطلب هرچه میخواهد باشد؛ كتابی نوشته شده، سخنرانی شده، فرض كنید در یك جا حرفی زده شده: نه به من كاری ندارد. فلان شخص در یك موقعیت كذا یك حرفی را زده، حرفش هم خیلی حرف غلط است ولی این میگوید كه اگر من بخواهم این را بگویم، «من» بخواهم بگویم متوجه «من» خواهد شد، صحبت متوجه من خواهد شد، اثراتش به من برخواهد گشت، برخورد برخوردی بود كه با من خواهد شد؛ چون من حرف زدم، لذا به او كاری ندارم بگذار بگوید، بذار فلان مطلب خلاف را بگوید بگذار فلان مطلب خلاف تاریخ را بگوید، بگذار فلان مطلب خلاف عقیده را بگوید، بگذار مطلب خلاف مبانی را بگوید به من چه ربطی دارد! حوصله داری سرت درد میكند! كاری ندارد.

