شرح فقراتی از دعای «اللَهم انی اسئلک بمعانی جمیع ما یدعوک...» در ماه رجب
5حالا صحبت در این است اگر به جای حضرت موسی یكی دیگر از پیغمبران، از اولیائی كه بالاتر بود، آیا برای او هم یك همچنین حال پیش میآمد؟ شاید نمیآمد، حضرت موسی در این جا به این حال افتاد، اگر یكی دیگر بود حالا من دیگر اینجا اگر بخواهم یك مقداری بروم جلو، دیگر باید مراعات عواقبش هم بكنیم الان برای حضرت موسی یك همچنین قضیهای پیش آمد، شاید یك شخصی كه از نظر استعداد و از نظر قابلیت و از نظر آن جنبه فعلیت مراتب وجودی از حضرت موسی قویتر بود این به حال غشوه درنمیآمد. اگر آن بود آن نیاز به یك تجلّی قویتری دارد كه او را به حالت غشوه دربیاورد، توجه میكنید؟ این نیست كه حالا فرض كنید كه این حالتی كه برای حضرت موسی آمد اگر برای پیغمبر میآمد هم اینطور میشد، نه! شاید اگر برای پیغمبر میشد همینطور صاف هم نگاه میكرد، به در و دیوار و كوه و صحرا نگاه میكرد و سبحان اللَه و الحمدلله و اینها میگفت و هیچ مطلبی [پیش نمیآمد]، حالا او غش كرده افتاده اما این دارد همینطوری نگاه میكند انگار خبری نشده و مسألهای هم اتفاق نیفتاده. آن چیزی كه باید رسول خدا را دگرگون كند اگر بیاید ملك و ملكوت را همه را به هم میریزد، آن دیگر این نیست كه بخواهد حضرت موسی را از این حال به در بیاورد، آن چیز دیگر است.
اللَهم انى اسألك بالتجلى الاعظم كه در شب بیست و هفتم كه شب مبعث است دعای آن شب راجع به رسول خدا آمده، این همین نكته است و در اینجاست كه ما متوجه میشویم كه آن تجلی كه بر حضرت موسی شد و حضرت موسی نتوانست در مقابل آن تجلی بایستد و مقاومت كند و خود را نگه دارد و خود را حفظ كند؛ آن تجلی ولایت بود، كه آمد و او را كن فیكون كرد. این آمد و حضرت موسی را به آن حالت درآورد كه خب! البته اینها همه اسراری است، اینها همه اشاراتی است چرا باید برای حضرت موسی پیدا شود؟ در نفس حضرت موسی چه میگذشت كه خداوند این اشارت و این نكته را به حضرت موسی نشان داد و ابراز كرد، بالاخره یك مسائلی باید باشد.

