کیفیت تاثیر نیّات نفسانی بر عمل
1أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّناأبيالقاسم محمّد
وَ علىءَالِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ وَ لَعْنَةُ اللَه عَلَى أعْدائِهِمْ أجْمَعين
امامصادق علیهالسّلام در حدیث عنوان، به ایشان میفرمایند كه: وَ أَمَّا اللَوَاتِى فِى الْحِلْم؛ آن اموری كه باید در ارتباط با حلم و بردباری و صبر و تحمّل رعایت كنی این موارد است، كه راه و روش ارتباط با مردم و اجتماع و مسائل اجتماعی را حضرت در اینجا بیان میكنند. و واقعاً انسان احساس میكند كه اگر این مطلب رعایت شود دیگر گرفتاری از اجتماع برمیخیزد، اجتماع دیگر گرفتاری ندارد، مردم دیگر گرفتاری ندارند، دیگر این تقابلها و تضادها و این اختلافها از میان برمیبندد، و دیگر موردی برای تعارض باقی نمیماند.
واقعاً این عبارات عبارات عجیبی است كه نیاز دارد به اینكه انسان راجع به این عبارات بنشیند و فكر كند و تا جایی كه افق فكری او اجازه میدهد و سعه وجودی او استعداد برای درك مطلب را دارد، این ذهن خودش را ببرد و توقف نكند، نایستد، همینطور جلو برود كه هر چه جلو برود نصیب بیشتری خواهد یافت، هر چه جلوتر برود نصیب بیشتری خواهد یافت.
عبارت اوّل امامعلیهالسّلام این است كه: اگر شخصی به توگفت: إنْ قُلْتَ وَاحِدَةً سَمِعْتَ عَشْرًا؛ اگر یكی به من بگویی ده تا جوابت میدهم! فَقُل لَهُ در پاسخش بگو : إنْ قُلْتَ عَشْرًا لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَة؛ اگر ده تا شما بگویی یكی هم نمیشنوی، یكی هم در مقام تقابل شما، ما مطلب نمیگوییم و حرف نمیزنیم!
راجع به مسأله سكوت، إنشاءاللَه اگر خداوند توفیق بدهد در جلسات آینده صحبت میكنیم ولی منظور امامعلیهالسّلام از این فقره سكوت نیست، بلكه منظور كیفیت موضعگیری انسان است و كیفیت اتّجاه انسان است، چطور انسان در قبال مسائلی كه برای او اتّفاق میافتد و این مسائل، مسائل ناگوار است [عمل نماید] و كیفیت برخورد انسان با مطالبی كه در اجتماع و در مسائل شخصی، در منزل، در ارتباط با رفیق و دوست و آشنایان و فامیل برای او حاصل میشود، خُب البتّه بعضی از این مسائل مسائل مناسب است و خوشایند انسان است، تعریفها، تمجیدها و كه خُب انسان خوشحال میشود و تبسم و لبخند در سیمای او ظاهر میشود: بَهبَه چهكاری میكند، نگاه كنید ببینید مثلًا چهكاری انجام میدهد، چه كمكی میكند، چه حرفی میزند، چه دستگیری میكند، چه برخوردی دارد، چقدر آدم خوبی است! و این آدم خوبیها و چقدر برخورد خوب تا وقتی است كه به این برمیگردد، تا وقتی به حساب این است چقدر آدم خوبی است، اگر روزی بیاید و این مسأله یكخرده سست شود، آنوقت نه، میگوییم همچین تعریفی نیست! ما كه چیزی نفهمیدیم، ما كه چیزی ازش نفهمیدیم، ما كه چیزی به دست نیاوردیم، حالا نمیدانیم شما چیزی فهمیدی، شما مطلبی ... بعد حالا این به عنوان شبهه؛ كمكم جلو میرود شبهه تبدیل به تقابل میشود: اصلًا كی گفته این آدم خوبی است؟ نه! بابا تو كه دیروز میگفتی: این آدم خوبی است، چی شده حالا یك خرده مسأله نسبت به تو كم شده، و این

