روش تعامل با مردم در دیدگاه ائمه علیهم السلام
3بنابر مسلك و محنه و صنف و فضا و موقعیت خودش. اما راجع به همه یكی است، مطلب یكی است، فرد عادی باشد، فرد كاسب باشد، مهندس باشد، پزشك باشد، طلبه باشد، مجتهد باشد، فیلسوف باشد، دارای مراتب باشد، دارای كمالات باشد، همه یك مرام دارند، یك مسأله دارند و آن جنبه ارتباطی است كه نفس با این موضوع دارد.
مسألهای كه در خیلی از موارد و مبانی مغفول عنه است، و از او غفلت میشود، ما در هر چیزی كه میخواهیم راجع به ارزش داشتن او و قیمت داشتن او صحبت كنیم به مسائل ظاهری آن میپردازیم: فلان شخص ببین چقدر بخشندگی میكند! چقدر دست و دلبازی میكند! خب هیچ سوال كردیم چه عاملی و چه داعی پشت این قضیه و این دست و دلبازیاش است، به خاطر چه دارد پول میدهد؟ به خاطر چه دارد به فقرا میدهد؟ به خاطر چه به امور خیریه دارد كمك میكند؟!
فلان شخص خیلی سوادش زیاد است خیلی علمش زیاد است، ببین الآن دارد مثلًا فرض بكنید كه این درس را میدهد! الآن دارد آن درس را میدهد! اما پشت این مسأله هیچ سوال كردیم چه غرضی و چه هدفی نهفته است؟ ما فقط به ظاهر داریم نگاه میكنیم و اینكه این آدم باسوادی است و باسواد هم هست واقعاً، نه اینكه حال شكی داشته باشیم، اما اینكه در پشت این مسأله چه چیزی نهفته است و چه غرضی هست ما اطلاع نداریم، ما فقط همین ظاهر را میبینیم.
فلان شخص نگاه كنید چقدر زاهد است، غذایش كه دارد میخورد، شب نگاه كن فقط نان و ماست میخورد یا اینكه فرض بكنید كه صبح مثلًا صبحانهاش این است، ظهر این است، در حالی كه خب بقیه خُب غذاهای مختلف و متفاوت میخورند، اما این كه چه هدفی و چه غرضی و چه نیتی همراه با این شخص هست از او اطلاع نداریم و همینطور فلان شخص چقدر متواضع است، نگاه كن وقتی كه صحبت میكند با یك شخص، این چقدر گوش میدهد!

