خدا که ارحم الراحمین است چرا کفار را عقاب میکند؟
5و این همه روایاتی که در مقام عفو و اغماض و گذشت وارد شده،1 برای اینجا است، که چقدر عفو و اغماض و گذشت ثواب دارد. این یک جا.
یک جا کسی به مال و به ناموس و به عِرض یا امثال اینها تعدّی کرده است، و ابداً پشیمان هم نیست، و در همان مقام و حالی که داشته و آن گناه و آن کار را انجام داده، ایستادگی هم دارد، هیچ نفسش تنازل نکرده و شرمندگی و پشیمانی هم در او پیدا نشده و در مقابل انسان هم میایستد، و در تهِ دلش میخواهد که شاید قدرتی پیدا کند و نظیر عملی که انجام داده دو چندان یا سهچندان انجام بدهد، و همچنین قدرتش بالا برود و نظیر این کار را مدام تکرار کند، به خود انسان یا به دیگران.
انسان وقتی به ندای باطن خودش مراجعه میکند، میگوید: انسان باید این شخص را گوشمالی بدهد و صحیح نیست که او را یله و رها بگذارد، چون در کُمونِ نفس او یک نقطۀ ظلمت و تاریکی و آتشی هست که او را دارد میسوزاند و تمام صفحۀ ذهن او را تاریک کرده است؛ گوشمالی و عقاب، او را از آن سرکشی میآورد پایین، از آن جنایت میآورد پایین. و لذا انسان اینجا باید قصاص کند؛ اگر سیلی به انسان زدند و آن کسی که سیلی زد از روی تجرّی سیلی میزند و پشیمان هم نیست، باید یک سیلی بخورد! برو برگرد ندارد! اگر انسان به او سیلی نزند، دلیل بر ضعف و شکست انسان است؛ و لذا در قرآن مجید داریم:
حکمت قصاص در اسلام
﴿وَلَكُمۡ فِي ٱلۡقِصَاصِ حَيَوٰةٞ يَـٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ﴾؛2 «از برای شما ای صاحبان خِرَد، در قصاص حیات است.»
یعنی جامعهای که در آن بهواسطۀ جنایاتی که میشود قصاص و تلافی کنند، اینها حیات خودشان را خریدهاند. امّا اگر بنا بشود هر جنایتی بشود، نتوانند قصاص کنند، خب آن جانیان بر جنایت خود میافزایند؛ چون انسان نفسش سرکش است، خیلی نفس انسان سرکش است و به جایی منتهی نمیشود که سر فرود بیاورد! و لذا عقوبت در این مقام، حیات و زندگی است. جامعهای که در آن قصاص شود آن جامعه زنده است، و جامعهای که قصاص نشود آن جامعه مرده است، حقّ تمام ضعفا و بیچارهها میرود و یله و رها میشود، و هیچ کس به هیچ کس نمیرسد.
- الکافی، ج ٢، ص ١٠٧، باب العفو.
- سوره بقره (٢) آیه ١٧٩.

