اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
7را به واسطه عدم همچنین غذایی میبیند حال او را تغییر داده است، دیگر نمیخواهد از این حالش دست بردارد، نمیخواهد این حال تمام بشود، نمیخواهد این حال به انتها برسد. میخواهد این حال بماند. این موقع موذّن میگوید: اللَهاكبر ... موقع اذان میشود میبیند: به به! سفره از اینجا تا آنجا انواع غذاها و أطعمه، آن هم غذاهایی كه برای انسان موجب سنگینی خواهد شد.
خب نفس میگوید: از این بخورم، ازاین بخورم، یك قاشق هم از آن. یكدفعه میبیند آن حال قبل از غذا رفت، چرا؟ چون در اینجا زیاد خوردی. این مسئله هست، اینكه همیشه تاكید كردهاند كه انسان همیشه باید بر بدن راكب باشد، نه مركب برای این است. برای این نكته است؛ چون اگر بخواهد هر چیزی را و به هر كیفیتی بخورد، دیگر آن توان حركت از او ساقط میشود. حالا إنشاءاللَه در جلسات بعد ... گرچه میخواستیم این را زودتر تمام كنیم ولی من احساس كردم نكاتی هست كه باید به آن نكات پرداخته بشود: راجع به روزهها و دستورها و كیفیات مسائل ترك حیوانی، یك قضایایی هست كه باید آنها را هم تذكّر بدهیم تا اینكه مطلبی نگفته نماند.
اما كلامی را كه امام صادق علیهالسلام به عنوان میفرمایند وكلام عجیبی است و مطلبی است كه تجربه شده است، این است؛ حضرت میفرمایند: تا اشتها پیدا نكردی چیزی نخور، هرچند كه جلویت بگذارند. رفتی منزل رفیقت میوه میگذارند، هیچ میلی نداری، او هم ناراحت نمیشود، به جای میوه چای بخور! هیچ اشكالی هم ندارد یا فقط یك میوه مثلا یك سیب بخور! اگر پرتقال است، نصفش را بخور. اگر میبینی تمام پرتقال را بخوری سنگین میشوی، دلیلی ندارد تمامش را بخوری، نصفش را بخور. نصف دیگرش را بده كس دیگری بخورد.
خب انسان در طول این زندگی كه همهاش در خانه نمینشیند. مجلس میرود، اداره میرود، مطبّش میرود، دفتر میرود، سر كلاس میرود، منزل رفیق میرود، منزل قوم و خویش میرود، دیگران میآیند. درست شد؟ خب همهاش كه نمیشود انسان به دلخواه این و آن، از این بخورد، از آن بخورد. خب این كه تمام، صرف در این امور شد.

