لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
7حرّ آمد روی این باور ایستاد: قضیه تمام است، این پسر پیغمبر است گناهی نكرده است، چه گناهی كرده كه ما باید الآن او را به قتل برسانیم. آمد پیش عمر سعد گفت: حقیقتاً میخواهی بجنگی؟ گفت: پس این سی هزار نفر را برای چه اینجا آوردم؟! گفت: من باور نمیكردم، خیال میكردم حالا میخواهی فقط فشار بیاوری! فرض كنید این حسین بن علی یك قضایا و یك لشكری ببیند، هم او یك مقدار پایین بیاید و هم یزید یك مقدار پایین بیاید. بالأخره مسئله به یك قسمی تفاهمی تمام شود!! حالا یا تبعید كنند یا حكومت یك جایی را بدهند، با هم دیگر تفاهم كنند، نمیدانستیم قضیه جدّی است!!! مسئله جدّی است! حالا كه جدّی است، پس مسئله من هم جدّی است. حالا كه قضیه من جدّی است، پس من نمیتوانم شوخی كنم و بگویم: حالا رهایش كن. نه، از این حرفها نداریم!
به طرف سیدالشهدا آمد، چقدر؟ یك ربع، بیست دقیقه آمد، آن دریای رحمت الهی هم آنجا ایستاده و كاری به این حرفها ندارد، فقط ایستاده و نگاه میكند ببیند در این قلب چیست؟ تا الآن هر كاری كرده كرده، الآن چیست؟ الآن داخل قلب چه میگذرد، قبلًا فلان كار را كرده، بسیار كار غلط و اشتباهی كرده، خوب كرده دیگر، حالا چهكار كنیم و این عجیب است ... این خیلی برای ما بشارت است! خیلی از دوستان هستند، افراد هستند، حالا غریبه یا آشنا: آقا ما در جوانی اینطور بودیم، این كار را كردیم، هرچه در نظر بیاورید را انجام دادهایم، آقا اینطور آقا آنطور، خوب به الآن چه مربوط است؟!
امشب شب شنبه است، بیست و یكم ربیعالأول هزار و چهارصد و سی و چهار در قم حرم اهل بیت در جوار حضرت فاطمه معصومه سلام اللَه علیها. امشب كه شب شنبه است، حكم خودش را دارد، به دیروز ارتباطی ندارد، به فردا ارتباطی ندارد، به سال قبل ارتباطی ندارد، هیچ ارتباطی ندارد، الآن ما در چه وضعی هستیم؟ اینكه خدا میفرماید: (لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَه إِنَّ اللَه يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً)1 یعنی لكلّ لحظةٍ وجودٌ خاصٌ مختصٌّ بها و هذا الوجود یختَلف عَن وجودِ ما مَضَی و وجود ما یأتی؛ هر لحظهای یك تجلّی خاصّ خود را دارد، یك جلوهای از ظهور پروردگار است مربوط به آن لحظه، در آن لحظه باید انسان حساب آن را بكند. گناه كرده، قبلا گناه كرده به الآن چه ربطی دارد؟ به بعد چه ارتباطی دارد؛ لذا میفرماید:
- سوره الزمر (٣٩) آيه ٥٣.

