لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
4اینكه در اینجا می گویند:" بقیه راهش" یعنی چه؟ یعنی ما از اینجا داریم كنترل میكنیم، خلاصه ما از اینجا داریم پیچ را سفت می كنیم و شل میكنیم، درس میگذاریم، كلاس میگذاریم، خلاصه آنها ما را به حال خود تنها نمیگذارند، خیال نكنید آنجا رهایمان میكنند، قضیه تمام شده! نه، آنجا هم كارمان دارند، آنجا هم كلاس و درس و بحث و از این حرفها است؛ و خوب واقعاً خوشا به حالش كه برد. در عین حال افرادی هم بودند كه چهل سال در خدمت ایشان بودند و یا بیشتر و وقتی كه از دنیا رفتند، ایشان فرمودند: اینها طرفی نبستند. خب این هم یك حرف است، اینها طرفی نبستند.
ببینید مسئله به كم و زیادی نیست، مسئله به آنچه دارد میگذرد نیست، اینجا چه دارد میگذرد؟ سیاهی لشكر فایدهای ندارد، آمدن و رفتن زیاد فایدهای ندارد. فقط شنیدن كلمات بزرگان تنها عامل برای حركت نیست، مصاحبت با آنها فقط، علّت تامّه برای سیر و ارتقاء و رشد نیست. آنچه كه هست اهتمام یعنی همّت گماردن و پای كار بودن است. تا چهقدر پای كاری؟ تا چهقدر پای كاری؟!! تا چقدر مسئله را باور كردیم؟ تا چقدر نسبت به مطالبی كه گفته شده ترتیب اثر دادیم؟ این مسئله است!
حالا آدم بیایید و برود و عمری از او بگذرد، كم كم پا به سن بگذارد. بله! ایشان چهل سال در خدمت بزرگان بودند و در خدمت اولیاء بودند. ریشش سفید شود، قدّش خمیده شود و آن وقت در آن سالهای آخر وقتی مرحوم آقا راجع به یك مسئله ارث، حكم شرعی و فتوای خود را بیان كنند، شخص بلند شود با چندین نفر از دوستان بیاید در حوزه و بیوت آقایان بگردد ببیند اینها چه میگویند؛ ببینید این هم شد یك شاگرد!! خوب نتیجهاش چیست؟ نتیجهاش این است كه ایشان میگوید: شما را به خیر و ما را به سلامت، این هم نتیجهاش.

