اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی
9احساس نیاز كنند، مغز به معده علائم برای جلب غذا را میفرستد و معده به مالش میرود. اگر سلولهای بدن همه اشباع شده باشند و غذا به حد كافی به آنها رسیده باشد، مغز نسبت به معده واكنش نشان نمیدهد، طبیعی است. وقتی آن مایعی كه دور سلول هست و باعث رساندن غذا و اكسیژن به سلولها هست كم میشود، آن موقع این سلولها احساس نیاز به مایعات میكنند و حالت عطش برای ما پیدا میشود. نیاز است، آن نیاز است كه ما را میكشاند به این سمت. وقتی كه این سلولها، مخصوصا سلولهای مغزی، به اصطلاح اكسیژنی كه باید كسب كنند سوخت میشود و بعد برای حیات مجدّد و بقاء مجدّد اكسیژن ندارد، آن موقع شما نفس میكشید. اگر سلولها نیاز به اكسیژن نداشته باشند، هیچگاه شما نفس نمیكشید؛ نیاز ندارید. و شده است برای بعضیها كه خودشان را در یك همچنین حالی نگه میدارند، حالا آنها بحثهای دیگری دارد.
همیشه در حال نیاز است كه انسان به دنبال آن شیء میرود. به دنبال آن چیزی كه مورد نیاز است حركت میكند. آن چه نیازی است كه انسان را در راهِ خدا قرار میدهد كه در آن راه حركت كند؟ چه نیازی است كه او را مجبور به مراقبه میكند؟ چه نیازی است كه او را وادار میكند در یك جا قدم بگذارد، در یك جا توقف كند؟ این چه نیازی است؟ آن نیاز، نیاز رسیدن به كمال است. ترس و واهمه از ماندن از راه است. خوف از نرسیدن به مطلوب و بسته شدن پرونده است. این قضیه است كه باعث میشود تن انسان بلرزد، و انسان در حال خوف باشد، و هركسی كه بیشتر به این مسئله رسیده باشد، این حالت مراقبه و احساس در او بیشتر خواهد شد. هركسی كه كمتر است كمتر. آن كسی كه میآید وقتش را به مسائل بیخود میگذراند، معلوم است این شخص خیلی متوجّه نیاز نشده است. اسماً یك ادّعا و یك مطلب و یك درخواست و حال و هوایی دارد. آن كسی كه واقعا متوجّه میشود ... اتفاق افتاده؟ برای بعضیها اتفاق افتاده است.

