در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

14689
عنوان بصری
نسخه عربی

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

7
  •  مرحوم والد می‌آمدیم منزل، در بین راه یكی از رفقا آمده بود می‌گفت آقا مدّتی است حال كسالت برایم پیدا شده و به مطالب هم نمی‌توانم برسم. نماز شب از من فوت می‌شود، اذكارم چه می‌شود و ...، دیگر به سبب اشتغالات دنیا گاهی اوقات فكر انسان مشغول می‌شود، حالا فرض كنید كه یك دینی ادا نمی‌شود، چك و سفته‌ای هست فرض كنید كه این وصول نمی‌شود، و انسان فكرش مشغول می‌شود، به همین كیفیت خب به وظایف نمی‌رسد؛ فكرش درگیر هست.

  •  مرحوم آقا می‌فرمودند: مگر افرادی كه به این مراتب رسیدند، بر بال ملائكه بودند و حوریان بهشتی با پرنیان آنها را بال می‌زدند و باد می‌زدند؟! خب اینها هم همین وضع را داشتند در همین دنیا بودند، مثل شما بودند، بدتر از شما هم بودند. كنار نهر آب نبودند، با پذیرایی خاص، و تشك‌های آماده و متكای پر قو و امثال ذلك، كه بر اینها بنشینند و یك ذكر و لا اله الا اللَه بگویند و یونسیه بگویند و حال خوشی داشته باشند كه الآن دارند این را می‌گویند. این نحوه ذكر گفتن كه فایده ندارد. این توضیحاتش را بنده دارم می‌دهم این ذكر گفتن ذكر گفتنی است كه نفس خود را در حال راحتی می‌بیند، در حال راحتی احساس می‌كند.

  •  یكی از افراد، نامه‌ای داده بود و در آن نامه سؤال كرده بود كه آقا! از كجا باید خلاصه این را بپذیریم كه راه خدا حتما باید با مشقّت باشد؟ این را چگونه ما باید قبول كنیم؟ چرا راه خدا راحت نیست؟ چرا راه خدا آسان نیست؟ چرا راه خدا با خوشی نیست؟ چرا راه خدا با انبساط نیست؟ چرا راه خدا با راحتی نیست؟ چه كسی گفته كه حتما باید فرض كنید كه انسان این مسیر را همراه با شدّت و مرض و با گرفتاری و با دین و سركوفت و با فشار از هرجهتی طی كند؟ این چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟