اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی
5یك وقت من به یكی از رفقا میگفتم دیدم حالش یك قدری نامساعد است گفتم شما در هفته چگونه وقت خودت را میگذرانی؟ گفت سر كار و مطب اشتغال داشت پزشك بود، طبیب بود هستم، هر روز هستم، و پنج شنبه هم هستم، فقط جمعه را نیستم.
گفتم: خب چرا در بین هفته یك روز را تعطیل نمیكنی؟
گفت: جمعه كه تعطیل است.
گفتم: در بین هفته بیا دوشنبه را تعطیل كن! بگو دوشنبهها مطب نیست و تعطیل است؛ و بیا به خودت برس و به وضعیت خودت، به حال و هوای خودت برس. از روز شنبه تو بلند میشوی میروی سر این اشتغال و كار، و كارت هم خدمت به مردم است به جای خودش محفوظ، اما الآن سنّ و توانت دیگر اقتضای یك كار مستمرّ و یك اشتغال مستمرّ را نمیكند.
دوشنبه را تعطیل كن، آنوقت ببین چقدر در حالت تغییر پیدا خواهد شد. و همین كار را كرد، میگفت: آقا من از این رو به آن رو شدهام. شنبه و یكشنبه میآیم و به مریضها میرسم، و دوشنبه تعطیل، دوباره از آن طرف سه شنبه و چهارشنبه و پنجشنبه، و جمعه هم تعطیل، كاملا اصلا وضعم عوض شده، كاملا فكرم عوض شده، ذهنم عوض شده. ببینید! هیچ دلیلی وجود ندارد انسان یك سره بیاید تا شب جمعه كار بكند! توان انسان هم حدّی دارد. هر شخص در هر موقعیتی یك اقتضایی دارد. آن جوان بیست و پنج ساله قطعا توانی دارد كه آن شخص پنجاه شصت ساله آن توان را ندارد، و ذهن و نفسش كشش برای برخورد را دیگر ندارد. باید به وضعیت خود و به موقعیت خود یك استراحت بدهد. بسیاری از افراد بودند در زمان مرحوم آقا كه ایشان آنها را اجبار میكردند بر اینكه بروند كار انجام بدهند! یعنی در یك وضعیت و حالی بود كه این نفسش طبعا تمایل داشت بر اینكه یك خرده راحت بگذراند، راحت باشد. خب مشخص است، نشستن در یكجا راحتتر از حركت كردن و راه رفتن است! یك قدری راحتتر است، بنده این تجربه را كردهام، حالا نمیدانم بقیه رفقا هم احساس كردهاند كه نشستن یك خرده راحتتر است!! یا اینكه حركت در سرازیری یك خرده راحتتر از سربالایی است!! خب هر كسی میخواهد این كار را انجام بدهد. بله؟ خوابیدن كه حتی از نشستن هم راحتتر است. آن كه دیگر ... انسان خیلی دلش میخواهد بگیرد راحت بخوابد و بعد هم مسائل خود به خود انجام بشود و امورات خود به خود بگذرد و بعد هم به او مراتب و این مسائل را هم بدهند؛ خب خوب چیزی است! ولی در عالم تقدیر، و در عالم مشیت یك همچنین چیزی رقم نخورده! بالأخره انسان باید متوجّه این مسئله باشد كه رسیدن به مراتب تجرّد، یك حركت است و در آن حركت، امور مختلف گنجانده شده است. هیچوقت در حال ثبات، برای یك شخص این مسائل پیدا نمیشود.

