مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
5ولی یك عارف و یك ولی الهی كه میخواهد مجلس ذكر سیدالشهداء منعقد كند، كه دیگر به دنبال این نیست چه گفته بشود؟ چه نشود؟ آنجای مطلب را درز بگیریم!، آنجا را قیچی كنیم!، این را نگوییم به مصلحت نیست!، «مصلحت»، «فعلا ...» ...
من نمیدانم این مصلحت چه موقع تایمش تمام میشود؟ كی وقتش تمام میشود؟ مثل اینكه فقط در ظهور حضرت است كه این مصلحت وقتش تمام میشود!. از وقتی كه ما شنیدیم این مصلحت بوده است!
ولی آنها در مجالسشان مصلحت نیست و مصلحت نیست، ندارند!
یك وقت در زمان سابق بود، در همان زمان شاه، ایام محرم ما با مرحوم آقا بعضی از مجالس میرفتیم.
میخواهم عرض كنم وقتی امام صادق میفرماید: خدا پدر و مادر كسی كه مجالس ذكر ما را احیا میكند و به پا میدارد بیامرزد، منظور از احیا چیست؟ روضه خواندن است؟! توی سر و سینه زدن است فقط؟! این میشود احیا؟! این احیا نیست! شما برای پدرتان هم كه فوت كرده مجلس فاتحه میگیرید و برایش هم گریه میكنید! مادرتان هم كه فوت كرده برایش این مجلس را میگیرید. این چه فرقی كرد؟! این كار را شما هم دارید انجام میدهید، پس فرق بین امام حسین و بین بقیه چه شد؟! شما برای عزیزی كه از دست دادهاید هم مجلس احیا میگیرید، مجلس ختم میگیرید، این ختمهای امروزی ... ختمهایی كه فقط در آن به تمجید از این شخص و كارهایش و مسائلش و فلان و یال و كوپال و از این كاغذپارهها میگذرد.
شما كه این كارها را انجام میدهید، پس بین امام حسین و بین این مجالس چه فرقی شد؟! كجایش مجلس ذكر شد؟ كجایش مجلس احیا شد؟
در زمان سابق ما رفته بودیم منزل یك بنده خدایی كه همه جور افرادی هم میآمدند، یك روز در ایام دهه عاشورا روضه داشت. وقتی وارد مجلس شدیم دیدیم دور تا دور مجلس را صندلی گذاشتهاند، آن آقایانی كه خودشان را یك پله بالاتر از بقیه به حساب میآوردند، یك سر و گردن بالاتر، انگار بقیه كه رفتهاند نشستهاند این وسط آدم نیستند! عارشان میآمد مثل بقیه بیایند در جمعیت بنشینند. این آقایان تشریف میآوردند و مجلس را مزین میفرمودند! آن آقایی هم كه میرفت آن بالا میبایست یكی یكی اسم بیاورد: آقای فلان، مجلس به فلانی مزین است!

