اهمیت و خصوصیات دهه اول ماه ذیالحجة الحرام
8الآن بنده دارم این مطالب را خدمت رفقا و دوستان میگویم و خب رفقا هم با نفْسِ آمادۀ خود و با قلب مستنیر خود و با فکر و ضمیر روشن دارند به مطالب توجه میکنند و به آن فکر میکنند، نقاط نقاط قوت و ضعفش را دارند تصوّّر میکنند، یک دفعه من بروم در این قضایا، این چه میشود؟ تصور کردهاید؟ میخواهید یا نه؟! بگویید نه نه نه! نمیخواهیم! نه نه!
این چیزها را بگویید: خودمان بهتر از تو بلدیم! در این چرت و پرتها بهتر از تو واردیم! آن مطالبی که در روزنامه و این طرف و آن طرف نوشته میشود را بهتر از تو بلدیم؛ نمیخواهد شما ذربارۀ آنها صحبت کنی، بیا همانی که از بزرگان شنیدهای، همانی که از اولیا شنیدهای را به ما بگو، اینها را خودمان میدانیم.
واقعیت است ها! واقعیت است.
و همین یک مرتبه، همین یک صحبت، همین یک کلمه، یک دفعه میبینید خراب کرد مجلس را! یک جمله! لازم نیست نیم ساعت یک ساعت آدم حرف بزند؛ همین که ذهن در این عالم کثرت میآید، همین که ذهن در این مسائل متکثّرۀ در دنیا میآید، همین که نفس در این مرتبه خودش را پایین میآورد، خراب میکند. جو را خراب میکند، فضا را خراب میکند.
لذا مرحوم آقا همیشه میفرمودند: رفقا و دوستان در مجالسی که با هم دارند حرفهای دنیا نزنند، حرف از سیاست نزنند، حرف از مجالس اجتماعی نزنند.
آن را همه جا میشود زد، خیابان، بقالی، بیابان، خانه و همه جا هست دیگر! بگوییم، نگوییم، هست. آن مطالبی که هر جایی نیست و به دنبالش باید برویم. آن مسائلی که هرجا پیدا نمیشود، آن را باید دریابیم و فرصت را نباید از دست بدهیم.
حضرت موسی یک همچنین وضعیتی داشت. بعد خداوند میفرماید:﴿ وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ﴾1 ده روز دیگر به این وعدهای که با حضرت موسی دادیم اضافه کردیم. اول، وعده سیروز بود، و الاّ میفرمود: و واعدنا موسی أربعین لیلة، خداوند میفرماید چهل روز وعده ندادیم، یک ماه وعده دادیم، سی روز؛ که سی روز قضیه تمام میشود، حضرت موسی برایش فتح باب میشود، مسائل و حجابها را رد میکند، از عوالم معنا عبور میکند، انکشاف حقایق ربوبی و اسرار عالم ربوبی برای او در این یک ماه تحقّق پیدا میکند. یک ماه که شد، دیدیم نه! ده روز دیگر جا دارد، یک مقدار چاشنی را اضافه کنیم، پیاز داغش را خلاصه یک مقدار اضافه کنیم، آن واقعیّت توحید باید باز ادامه داشته باشد که به چهل روز برسد.
- سوره الأعراف (٧)، آیه ١٤٢.

