اهمیت و خصوصیات دهه اول ماه ذیالحجة الحرام
5این مسئله مربوط به حضرت موسی علیه السلام بوده که خداوند در این مدّت آنطور حالت جذبه برای آن حضرت به وجود آورد که در تمام این مدّت این جسم احساس خواب و احساس گرسنگی و احساس تشنگی نکرد! و هیچ بعید نیست، و اشکالی هم ندارد. وقتی که انسان بتواند به واسطۀ قوای روحی بر قوانین مادّه حکومت کند و غلبه کند، این بدن در تحت تسخیر نفْس درمیآید و سر سوزنی تغییر و تحوّل در او پیدا نمیشود. این یک قسمت قضیه است. البته در بعضی از حالات دیگر هست که مشابه این حال است و تأثیر روی بدن میگذارد اما به این ارتباط ندارد، آن یک مسائل دیگری است.
و در این حال حضرت موسی به این کیفیت حضرت بود؛ که داریم «لم ینم و لم یأکل و لم یشرب»1 نه خواب حضرت را گرفت و نه جرعۀ آبی در عرض این مدت نوشید و نه به چیزی نیاز پیدا کرد. چقدر خوب است! چقدر خوب است! آدم دیگر از خوردن و خوابیدن راحت میشود! حالا یک روز به جایی میرسد که آدم به جای اینکه غذا بخورد و تشنه بشود، یک قرص به آدم بدهند و دیگر آدم روزی یک قرص بخورد و خیالش راحت بشود و دیگر مدام به این مسائل نپردازد.
چون بالاخره این خوردنها و این آشامیدنها جنبۀ مقدِّمی دارد، نه اینکه جنبۀ اصلی و موضوعی داشته باشد؛ و انسان به مراتبی از لذّات معنوی و روحی دست پیدا میکند که اصلا نمیتوان آن را وصف کرد. مرحوم آقا یک وقت میفرمودند: ما کربلا بعضی از شبها بود که مینشستیم با مرحوم آقای حداد به صحبت و گفتوگو، حالا چه میگفتند خب دیگر بماند! نه ما تصوّر آن مطالب را داریم و نه آنها چیزی از آن به ما فرمودند.
و میفرمودند: ساعت هم دیگر دیر میشد، مخصوصاً که ملاقاتها و زیارتهای ایشان در زمستان انجام میشد به همان جهتی که خودشان در روح مجرد آوردهاند. و وقتی که پاسی از شب میگذشت همینطور نشسته بودند به صحبت و ردّ و بدل کردن مسائل و مطالب و چه بسا بدون تکلّم! آن خیلی مهم است! بدون کلام، بدون سخن، بدون حرف زدن، و بنده خودم در یک مورد شاهد بودم ـ یا بیشتر ـ که همینطور ساعتها گذشت و یک کلام هم سخن ردّ و بدل نشد، و در عین توجّه و در عین حضورِ صد در صدی، اینها قرار داشتند.
- بحار الأنوار، ج٦٠، ص٧٩.

