اهمیت و خصوصیات دهه اول ماه ذیالحجة الحرام
6اینها چیزهایی است که ما اصلا نمیفهمیم، حالا خدا قسمت کند، فقط همین را میتوانیم بگوییم که خدا قسمت کند.
و ایشان میفرمودند: خیلی اتفاق میافتاد شبهایی که همینطور صحبت میکردیم و به گفتوگو مشغول بودیم و اهلبیت آقای حدّاد هم بندۀ خدا غذا درست کرده بود و حرص و جوش غذایش را میخورد، که حالا این غذایی که درست کرده ممکن است بماند! ایشان بلند شده زحمت کشیده و اینها دارند مدام صحبت میکنند! مرتب میآمد و میگفت که چقدر حرف میزنید؟!
خیلی هم زن سادهای بود، من در طفولیّت ایشان را دیده بودم. خیلی زن ساده، صاف، پاک و بیغلّ و غشی بود، از شدت صافی و سادگی یک مقدار هم آن طرف افتاده بود!
ایشان از آن طرف مدام غُر میزد: مرتب دارید حرف میزنید، چرا سفره را نمیاندازید؟!
اینها هم اعتنا نمیکردند و مشغولِ مشغولِ بودند.
واقعا اینها چه عوالمی داشتند و ما در کجا سیر میکنیم؟! ما عصر که میشود همهاش به دنبال این هستیم شب شام چه داریم؟ صبح که میشود دنبال این هستیم ظهر ناهار چه داریم؟!
مدام دارد میگوید چرا سفره نمیاندازید؟! اینها میگفتند ولش کن! ـ آقا میفرمودند: ـ تا اینکه دیگر حوصلۀ آقای حداد سر میآمد، میفرمودند:«آقا سید محمدحسین پاشو سفره را بینداز، یک شامی به گردنمان افتاده، خلاصه رهایمان هم که نمیکند! بیا بخوریم راحت شویم! راحت شویم! بخوریم و راحت شویم و برویم به کارمان برسیم!»
اینها اینطور بودند، حالشان اینطور بود. میگفتند: بلند شویم شام را بخوریم دیگر، این بندۀ خدا درست کرده و مدام به در میزند، رها نمیکند! مدام میآید میگوید: چرا مسئله اینطور است؟
خب خوش به حالشان! امام سجّاد علیه السلام در آن مناجات محبّین، واقعا حضرت عجیب میفرماید. حضرت میفرماید:«إلهی من ذا الذی ذاق حلاوة محبّتک...»1؛خدایا کیست که یک ذرّه از محبتت را به او چشاندی «فرام من دونک بدلاً؟!»؛ بیاید غیر از تو کسی را انتخاب کند «و فابتغی عنک حولاً»؛ بیاید جای دیگر برود، بیاید ذهن خودش را به جای دیگر معطوف کند. اینها در چه حالی بودند؟ در کجا بودند؟ اصلا نمیخواستند تنازل کنند، نمیخواستند ذهنشان را، فکرشان را به این مسائلِ دیگر معطوف کنند.
- قسمتی از دعای خمسى عشر – مناجات محبین

