توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
3و مرور دارد خوب میشود، تسهیل میشود، تسریع میشود و از این مسئله بعضیها نگران بودند.
خب این قضیه همیشه بوده، یك نوع خشكمغزی و مقدسمآبی پیوسته بوده كه بعض از افراد هر نوع مسئله جدید و حادثه جدید را مخل میدانستند، مضر میدانستند و تصوّر بر این بوده كه حتما باید انسان از ابتدائیترین وسائل و مسائل طبیعی استفاده كند و حتی خیلیها وقتی ماشین آمده بود، سوار نمیشدند! سوار ماشین نمیشدند! سوار همان خر و گاو و اسب و این چیزها میشدند؛ میگفتند ماشین از چیزهایی است كه از آنطرف آمده، از تكنیك و تكنولوژی غرب است و امثال ذلك.
من یادم هست یك زمانی البته خب در زمان خودِ ما كه این مسئله نبوده وقتی كه بلندگو آمده بود، همین بلندگو، خیلی از مساجد بلندگو نمیبردند، حسینیهها بلندگو نمیبردند، میگفتند میكروفون و بلندگو و اینها از غرب است و سزاوار نیست كه در مكانی كه منتسب به ائمه است در مكانی كه منتسب به مسائل روحانی است، این بوق شیطان اسمش را هم گذاشته بودند بوق شیطان! بیاید. خب این تصوّر، یك تصوّر نابجایی است. در مسائلی كه اینها مفید است و برای انسان وجودش انفع است از عدم، چرا انسان نباید استفاده كند؟ غرب هم همین آدمها هستند دیگر! خب خدا همانطوری كه در ذهن این افراد میاندازد، در ذهن این افراد هم میاندازد دیگر. حتی از برق استفاده نمیكردند! میگفتند برق، الكتریسیته، كهربا، اینها چیزهایی است كه از آنطرف آمده! خب اینها غلط است، این خشكمغزی و مقدسمآبیها غلط است، هر چیز جای خودش را دارد. همانطوری كه افراط غلط است، تفریط هم غلط است، همانطوری كه تفریط غلط است، افراط هم غلط است؛ همه اینها را باید دید كه در چه راستایی مورد بهرهبرداری قرار میگیرد؛ آن، مهم است.
نشسته بودند در محضر مرحوم قاضی و صحبت این شد، مرحوم قاضی فرمودند: چه اشكالی دارد؟، ببینید! یك عارف چگونه به مسائل نگاه میكند. و اگر من بخواهم در اینجا وارد بعضی از مسائل بشوم، خلاصه به خیلی جاها برمیخورد؛ كه در همان زمان چه عدّهای از مخالفین ایشان بودند، آنها با اینگونه مسائل مخالفت میكردند. شخص موقعیتی داشت، مرجعیتی داشت، در میان افراد بنام بود حالا اسم نمیبریم و مخالفت میكردند كه: نه، باید همان خر باشد، همان گاو باشد، همان طویله باشد، همان روائح طیبه!! از اینها باشد، همان خاك باشد. ولی ببینید یك عارف چگونه مسائل را ارزیابی میكند. در میان اینگونه مسائل میآید و میگوید ما باید ببینیم آیا استفاده از این وسائل تسریع در مقصد ما میكند یا نمیكند؟ ببین چه ملاكی به دست انسان میدهد! ببینیم آیا استفاده از این برای راه ما و برای مسیر ما و برای مقصد ما، تسهیل و تسریع میكند؟ ما را نزدیكتر میكند یا نه؟

