اهمیّت و آثار روزه در تکامل انسان
9این همه مرحوم آقا در كتاب مهر تابانشان، در كتاب روح مجردشان، در صحبتهایشان، راجع به كیفیت ماه رمضان و كیفیت روزهای كه اولیاء خدا میگرفتند، حكایت نوشتهاند این كه مرحوم قاضی ماه رمضانش را چطور سیر میكرد؟ چطور طی میكرد؟ خب اینها كه شوخی نبوده. دهه آخر ماه رمضان اصلا كسی ایشان را نمیدید در نجف، كجا میرفت؟ حالا نمیگویم ما هم همین كار را بكنیم، ولی خب بالأخره ایشان چه احساسی داشت؟ آن حالاتی كه برای اولیاء خدا در این ماه پیش میآمد كه آنها سر از پا نمیشناختند، چه حالی بود؟ بنده خود شاهد بودم كه برای رسیدن ماه رمضان در پوست خود نمیگنجیدند! و با چه حال شعف و سرور و ابتهاجی میفرمودند: دارد ماه رمضان میآید! دارد ماه رمضان میآید! واقعا اینها چه احساسی داشتند؟ و اینها چهطور روزه میگرفتند؟ همین روزهای كه فقط سحری بخوریم و بعد هم افطاری دیگر؟ تمام شد؟ سحری بخوریم و افطار بخوریم یا نه؟ آنها روزهشان با روزه ما تفاوت داشت، حالشان با حال ما تفاوت داشت. مراقبهای كه آنها در این ماه مبارك رمضان انجام میدادند، به ضمیمه روزهای كه خب این یك تكلیف ظاهری و یك عمل ظاهری و عمل واجب بود، آن مراقبه، آنها را به همانچه كه مدّ نظرشان بود میرسانْد. آن توجّه، هركسی نسبت به وضع خودش و نسبت به موقعیت خودش. وقتی كه ماه رمضان میخواست بیاید، مرحوم آقا [علامه طهرانی] برای شاگردانشان البته آن سابق الأیام، نه این اواخر زمان حیاتشان مطالبی را تذكّر میدادند، مسائلی را تذكّر میدادند و نسبت به ماه رمضان خیلی عنایت داشتند.
یكی از مسائلی كه مطرح میكردند، این بود كه میفرمودند: در ماه رمضان با مردم سر و كله نزنید. یعنی اگر فرض كنید كه در سایر ایام آدم میآید به این میگوید آقا این چیست؟ آن یك چیزی میگوید، این یك چیزی میگوید و این حرفها، در ماه رمضان این را كنار بگذارید، این سر و كله زدن میآید انسان را پایین میآورد، آن فایده را از انسان میگیرد، آدم را میآورد در همین مراتب اسماء جزئیه حبس میكند، نگه میدارد. اگر انسان میتواند بگذرد، نگذارد كه مسئله به مشاجره كشیده بشود. البته این دستور، دستور همه روزهاست ها! همه ایام سال استها! ولی عجیب است كه چطور برای انسان غفلت پیدا میشود. ولی ماه رمضان به واسطه همان گرسنگی و به واسطه همان رقّت نفس و رقّت روح فیالجملهای كه در اثر توجّه كمتر به مأكولات و امثال ذلك برای انسان پیدا میشود، انسان تذكّر نسبت به این مسئله برایش بیشتر است، توجّهش نسبت به این مسئله بیشتر است، در حالی كه خب همه ایام سال باید همینطور باشد. دستور خاص ندارد كه حالا در ماه مبارك انسان اینچنین كند، و در بقیه ایام سال همینطور یله و رها، هركاری كه دلش خواست انجام بدهد؛ نه! اینطور نیست! ولی در ماه مبارك زمینه مساعدتر است، بستر مساعدتر است، هموارتر است برای اینكه انسان به آن مراقبه و به این مسائلی كه خب دستورات آنها بود، برسد. سر و كله زدن با مردم، نسبت به یك مسئله بیخود انسان پافشاری كند، این، آن فایده روزه را میآید از انسان میگیرد، سلب میكند، كممیكند. حالتی كه برای انسان پیدا میشود، آن حالت را تخفیف میدهد، سبك میكند.

