در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیّت و آثار روزه در تکامل انسان

14503
عنوان بصری
نسخه عربی

اهمیّت و آثار روزه در تکامل انسان

4
  • چندی پیش بود با یكی از رفقا در یك جلسه‌ای چند نفری بودیم، صحبت راجع به این شد كه رسول خدا تا وقتی كه حیات داشتند برای حضرت خدیجه سلام اللَه علیها همیشه ایشان كارهای مستحب انجام می‌دادند، صدقات انجام می‌دادند و ثوابش را برای حضرت خدیجه می‌فرستادند گوسفند می‌كشتند، ثوابش را برای حضرت خدیجه هدیه می‌كردند، كه بعضی از همین زن‌های پیغمبر اعتراض می‌كردند: هنوز كه هنوز است در فكر آن اسم می‌آوردند: پیرزن هنوز باقی هستی و چه و چه؟

  • خب حالا كاری به آن اعتراض آنها و پاسخ رسول خدا نداریم كه حضرت فرمودند: كجا بودید شما در آن وقتی كه او چه كرد و چه كرد و چه مسائلی را انجام داد. واقعا حضرت خدیجه سلام اللَه علیها بر گردن همه حق دارد، بر گردن تك تك ما ایشان حق دارد و حضرت خودشان را به كلّی فانی در رسول خدا كردند. تمام اموالشان را یك‌جا به رسول خدا بخشیدند، تمام اموالشان را. خیلی ثروتمند بودند. وقتی این‌ها می‌آمدند پیغمبر را مورد اذیت قرار بدهند سنگ می‌زدند، بچه‌ها را تحریك می‌كردند كه بیایند بیفتند دنبال پیغمبر با سنگ بزنند، بچه‌های هفت ساله، ده ساله، دوازده ساله، بزرگ‌تر، این‌ها می‌آمدند و پیغمبر را مورد آزار قرار می‌دادند این حضرت خدیجه می‌آمد در مقابل این سنگ‌ها خودش را سپر قرار می‌داد! كه سنگ می‌خورد و سر حضرت خدیجه را می‌شكست، پای حضرت خدیجه را می‌شكست. این‌طوری بوده قضیه، توجّه می‌كنید؟

  • در آن شعب ابی‌طالب كه سه سال بودند و حضرت خدیجه واقعا چه زحماتی متحمّل شد و پشت به پشت پیغمبر ایستاد و صحنه را خالی نكرد، و پیغمبر را رها نكرد با تكلیفش، نفرمود: خب تو رسول اللَه هستی‌و تكلیف داری! من چه گناهی كرده‌ام باید پا به پایت بایستم؟ تو رسول اللَه هستی و اجرش را هم می‌بری! من چرا بخواهم این مسائل را متحمّل شوم؟ حضرت خدیجه خودش را در رسالت پیغمبر شریك احساس می‌كرد! اصلا احساس زن و شوهری نبود! یعنی می‌گفت: پیغمبر یكی، من هم یكی! من باید بیایم از پیغمبر دفاع كنم، تا به مقصدش برسد، من دفاع نكنم او كاری انجام نمی‌دهد! من اگر از او دفاع نكنم و مورد آزار قرار بگیرد، از مقصدش می‌ماند. تا من نیایم به غار حرا و برای او غذا نبرم هفته‌ای چند بار از مكه به غار حراء می‌آمد! یك قدم و دو قدم نبود! خب او آنجا نمی‌تواند عبادت بكند. این دوران را سپری نمی‌تواند بكند. پیغمبر می‌رفت آنجا در غار حرا خوش‌گذرانی بكند؟ می‌رفت در غار حراء بساط عیش و نوش راه بیندازد؟ خب رفته‌اید، همه رفته‌اید و دیده‌اید چه خبر است دیگر، بله؟!