خلوص و ربا و ملاک های تشخیص آن
8اشکال مصنّف به دیدگاه خیّام و بیان طریق ولایت
خیّام یک شعری دارد که میگوید:
می خوردن من نه از برای طرب است *** *** نز بهر نشاط و ترک دین و ادب است خواهم که دمی ز خویشتن باز رهم *** *** می خوردن و مست بودنم زین سبب است1 معروف است میگویند که: خیّام شراب میخورده است؛ نه شراب معنوی ها، از همین شرابهای مادّی ظاهری میخورد! و لذا اشعارش هم اشعاری است که با توحید هیچ مربوط نیست و خیلی در درجۀ کوتاهی است و لذا کفّار واینها به این اشعار خیّام خیلی علاقمند هستند. من یکوقتی در کتابی میخواندم که هر دختر بچه و پسر بچۀ انگلیسی یکی از این ترجمۀ اشعار خیّام در جیب دارد، خُب این تناسب ارواح است دیگر. میگوید: من که شراب میخورم نه از برای اینکه میخواهم طربی کنم، نه از برای اینکه میخواهم ترک ادب کنم، مخالفت امری کنم، نه، اینقدر همّ و غم بر من غلبه پیدا میکند که میخواهم یک ساعت فارغ بشوم، لذا شراب میخورم که عقل خود را از دست بدهم، کمی نترسم همین! آنوقت هر کدام شما قیاس کنید با آن کسی که اختیار خودش را میسپارد! انسان یک ساعت با مسکر، عقل خودش را از دست بدهد اینکه خودش را اصلاح نکرده، این یک سرپوشی روی عقلش گذاشته که نفهمد و درک نکند.
آن کسی که در راه ولایت حرکت میکند و اختیار خودش را میگذارد دست خدا، آن اصلاً ذات خودش را اصلاح کرده، آن چشم خودش را بازکرده به تمام عالم و به تمام کائنات و به تمام اسرار؛ اسرار کَون، به ربط حادث با قدیم، به کیفیّت تجلّی نور پروردگار در موجودات! این یک عالَم دیگری میشود و این افکار در مقابل آن افکار، خیلی افکار کودکانهای است! آن عیش، عیش گوارا است، این عیشی که خیّام میگوید که انسان شراب بخورد تا اینکه نفهمد و درد را حس نکند؛ حالا این خیّام چه دردی داشت؟ هیچ! زن و بچّه داشت؟! گرفتاری داشت؟! حاکم بود؟! هیچ هیچ هیچ هیچ! یک عالِمی بود که ریاضیدان بود و به هیئت هم وارد بود و هیچ! غصّهای که میگوید بر من وارد میشود، همین غصّۀ وجود من است، غصّۀ أنانیّت من است، و الاّ همیشه در یک باغی بود، به عیش و نوش تا آخر عمر؛ این غصّۀ إنانیّت است، این نفس است، نفس در وجود انسان هست و خود وجود نفس، انسان را اذیّت میکند! راست هم میگوید، امّا راه فرار آن که شراب خوردن نیست، راه خلاص این نیست، [بلکه] به معرفت است! تا انسان معرفت پیدا نکند، حالا انسان شراب بخورد تا موقع مرگش، بالأخره میخواهد بمیرد با این نفس میرود دیگر، در آنجا که به انسان شراب نمیدهند، از این شرابها که عقلش را از دست بدهد. آنجا میبرند برای محاکمه فی جهنّم خالدون، آنجا چهکار میکند؟! آنجا دیگر باید چشمش را باز کند، آنوقت اگر در اینجا چشمش را باز نکرده باشد آنجا نابینا خواهد بود، ﴿مَنۡ أَعۡرَضَ عَن ذِكۡرِي فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةٗ ضَنكٗا وَنَحۡشُرُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ أَعۡمَىٰ﴾؛2 ما او را آنجا کور محشور میکنیم.
- الله شناسی، ج ٢، ص ١٥٦.
- ترجمه: «و کسی که از ذکر من و از یاد من روی گرداند، پس در اثر این إعراض، زندگانی او ناگوار و سخت میشود، و ما او را در روز قیامت نیز کور محشور خواهیم نمود.»

