خلوص و ربا و ملاک های تشخیص آن
5و أعوذُ بک ممّا استعاذَ منه عبادُک المخلَصون؛1 «آنچه را که مخلَصون به تو پناه میبرند» آن درست نیست! چون مخلَصون کارشان تمام است دیگر، آنها دیگر پناه به خدا از شیطان نمیبرند، آنها یک نظر دیگری دارند، دیگر شیطان را به یک نظر دیگری نگاه میکنند، و شیطان هم نسبت به آنها دیگر قطع امید کرده و نمیتواند به آنها دسترسی پیدا کند.2
هرچه اخلاص لطیفتر، وسوسۀ شیطان هم لطیفتر!
امّا کسانی که هنوز مُخلَص نشدهاند و خالص نشدهاند و درصددند که خود را پاک کنند و در راه اخلاص هستند، أخلص یُخلِص إخلاصًا: یعنی میخواهند خودشان را پاک کنند، آنها شیطان میآید سراغشان و هرچه اخلاصشان لطیفتر باشد، شیطان هم به طریق لطیفتری میآید سراغشان.
بعضی اوقات شیطان چنان خودش را لطیف میکند، چنان لطیف میکند که اصلاً انسان درک نمیکند که این شیطانی است، این هویٰ، هوای شیطانی است! چون هرچه راه باریکتر میشود، شیطان هم با لطافتی میآید و انسان را گول میزند؛ و لذا اولیاء خدا که میخواهند به درجات قرب برسند که در مرحله اخلاص هستند، هوای نفسشان هم خیلی لطیف است! و مردم عادی اصلاً درک نمیکنند که این هوای نفس است، بلکه آن را بهترین عمل خیر میدانند!3 ولی حقیقت این نیست، معنا اینطور نیست؛
حسناتُ الأبرارِ سیّئاتُ المقرّبین؛4 «کارهای خوبی که از ابرار سرمیزند، این کارهای خوب نسبت به مقرّبین، سیّئه است!»
خُب [مگر اینکه] انسان همینطور سؤال کند:
اللَهمّ إنّی أسئلُک خیرَ ما سألک منه عبادُک الصّالحون.
«بهترین چیزی که بندگان صالح از تو میخواهند، به من آن چیز را بده!»
امّا درست بگوید ها! چون آن چیزی که بندگان صالح از خدا میخواهند، همیشه حلوا و شیرینی و راحتالحلقوم نیست! میگویند که: خدایا ما را پاک کن، و پاک کردن هم مستلزم در کوره افتادن است؛ چون تا آهن در کوره نیفتد پاک نمیشود؛ چون طلا تا در بوتۀ زرگر نرود پاک نمیشود. اینها اینطور تقاضا میکنند، میبینند که وجود نمیتواند بکِشد، از خدا تقاضا میکنند که برای ما پاکی بیاورد، و آن پاکی هم مسلّم امتحان در گذشت و عبور از این مراحل است؛ و لذا انسان که میخواهد دعا کند واقعاً بایستی که خودش را بسپارد و بگوید: آنچه بندگان صالح از تو تقاضا میکنند به من هم از همان چیزها بده!
- المزار الکبیر، ابن مشهدی، ص ٦٣٩.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب، رجوع شود به امام شناسی، ج ١، ص ٤٥؛ معاد شناسی، ج ٢، ص ٥٩ و ج ٤، ص ٢١٤ ـ ٢١٥؛ رسالۀ لبّ اللّباب، ص ٤٤.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب، رجوع شود به معاد شناسی، ج ٧، ص ١٦٠ ـ ١٦٢.
- رسالۀ سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ١١٨، تعلیقه ٣:
«عبارت حسنات الأبرار مضمون روایتی نیست گرچه حکمی است صحیح و مطلبی است واقعی و حقیقی».

