اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
3سوم غذا را اضافه میخورد دیگر، حالا فوقش خیلی برایش مسئله ای پیدا بشود، این است كه سنگین میشود، خب معدهاش سنگین میشود؛ اما اینكه در فكر او تأثیر میگذارد و فكر او را میآورد پایین و درك او را كم میكند، به این مطلب باید رسید. به این مسئله كه ارتباط بین این دو قضیه چیست باید رسید. وقتی انسان یك چیزی كه اشتها ندارد را بازهم بخورد. دارد سیر میشود و معده او دیگر پس میزند و اشتها ندارد ولی باز میگوید: «دو سه قاشق از آن حلوا هم كه آنجا هست بخورم كه ببینم مثلا ببینم حالا این چه مزهای است؟ حالا سر سفره است دیگر، یا مثلا چطوری درست شده است؟ حالا حلوا را خورد، فرض كنید شله زرد هم آنجا هست، میگوید خب حالا این را هم درست كردهاند، از اینها هم بخوریم ببینم مزهاش چیست؟» ببینید! باز چیزی را كه میل ندارد هی اضافه میكند بر آن میزانی كه برای او دیگر كفایت میكند، برای سرپا نگه داشتن او دیگر كفایت میكند. خب یك همچنین مسائلی هست دیگر.
راجع به این قضیه آنطوری كه در نظر بنده میآید، مطالبی خدمت رفقا قبلا عرض كردیم و اینكه اصلا اصل تغذیه بر چه اساسی است، آیا ما این دنیا آمدهایم كه غذا بخوریم؟ خب گوسفند هم غذا میخورد! گاو هم میخورد، شتر هم میخورد، شیر و پلنگ هم میخورند! گیاهخوارهایش یك جور، گوشتخوارهایش هم یك جور، از ما بیشتر هم میخورند، ولیكن ما هیچ توجّهی به آنها نمیكنیم و آنها را مورد نظر قرار نمیدهیم، میگوییم حیوان است دیگر، حیوان دیگر را پاره كرده، حالا میخورد. همین است دیگر، خدا اینگونه آن را خلق كرده. یا آن گاوی كه در صحرا میرود و شروع میكند به علف خوردن، به او تعییر و تعییب نمیگیریم بر اینكه چرا این كار را میكند؟ خب گاو همین است دیگر، باید علف را بخورد تا اینكه بعد شیر بدهد، اگر علف نخورد خب شیر نمیدهد. و امثال ذلك.

