خصوصیات و چگونگی بهرهمندی از فیوضات لیلة الرغائب
4وَ اكرِم نَفسَكَ عَن كُلِّ دَنیةٍ معنایش همین است. عزیز بدار، بزگوار بدار، كریم بدار، با كرامت بدار نفست را كه خدا به تو داده، از هر كار پست و دنی و بیمحتوا و اعتباری و دنیوی از هر خم و راست شدن، از هر تعظیم و تجلیل كردن، از هر سلام و صلوات فرستادن، از هر كرنش و تملّق كردن، از هر تواضع بیجا و بیمورد كردن، از هر ستایش و مدح و ثنای بیهوده و غلط كردن. نفس خود را عزیز بدار، كریم بدار، بالا بدار، اگرچه این كرنش و این تواضع و این تملق تو را به رغائب برساند نه به تحفه برساند. نه اینكه به تو یك پستی بدهد، شما را مدیر كل بكند، رئیس آن اداره كند، وزیر فلانجا اینها كه عادی است یك روز میآید و یك روز میرود. آبی است كه در جوی است و از این طرف میآید از آن طرف میرود. نه، بالاتر از این، آن عوضهایی كه برای تو غیرمتوقع است. یك مرتبه یك تحفة خیلی غریبی، یك هدیه غیرقابل تصوری، یك منصب و جایگاه غیرقابل قبولی، نفس خودت را عزیز بدار. دنبال این كارهای دنی و پست نرو و خود را به این متاع مفروش، مفروش به این متاع، متاعهای دنیوی و امور روزمره. كرنشها برای چه كسی؟ تواضعها برای چه/ تملقها به چه داعی، تو كه از فردای خودت خبر نداری، تو كه اختیار عزرائیل دستت نیست كرنش برای چه میخواهی بكنی، تواضع برای چه میخواهی بكنی؟ دو ریال بیشتر گیرت بیاید خاك بر سرت كنند! خاك بر سرت كنند كه آن هدیه الهی را كه خدا به تو ارزانی داشته و خلعت خلیفة اللَهی بر آن پوشانیده، تو را خلیفه خود كرده، اشاره كنی به ماه دو نیم میشود، آن وقت تملق برای چه كسی میخواهی بكنی بیچاره؟! اشاره كنی به شمس او را نگه میداری، مگر عاصف برخیا خورشید را نگه نداشت؟ بشر بود دیگر، وزیر حضرت سلیمان بشر بود، یك بشر عادی، عبد صالح خدا بر اثر اطاعت، نفس او بر مثال موجودات قاهر شده بود، مثال و ملكوت موجودات را در اختیار گرفته بود. خورشید را برمیگرداند. حضرت سلیمان گفت نمازم دارد قضا میشود گفت صبر كن الان ببین، خورشید را برگرداند. حضرت سلیمان نماز خواند. نماز عصرش داشت قضا میشد وقتیكه از لشگر داشت سان میدید. هان!

