در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خصوصیات و چگونگی بهره‌مندی از فیوضات لیلة الرغائب

14481
عنوان بصری
نسخه عربی

خصوصیات و چگونگی بهره‌مندی از فیوضات لیلة الرغائب

3
  • در روایتی كه از امام علیه السّلام هست كه می‌فرماید وَ اكرِم نَفسَكَ عَن كُلِّ دَنیةٍ وَ ان سَاقَتكَ الَی الرَّغائِبِ، فَانَّكَ لَن تَعتاضَ بِما تَبذُلُ مِن نَفسِكَ عِوَضاً1 حضرت می‌فرماید: نفست را عزیز بدار، منیع بدار، بلند بدار، دور بدار. نفس تو در یك مرتبه‌ای است كه با هیچ‌یك از این تحفه‌ها و هدایای مادّی قابل برای تعویض نیست، آن نفس تو، آن عزت تو. دیدید بعضی‌ها نسبت به مسائل عزیز هستند، منیع هستند، مناعت دارند، عزت دارند، زود بند را به آب نمی‌دهند، زود سفره دل را باز نمی‌كنند، زود گرفتاری كه برای آنها پیش آمده مطرح نمی‌كنند. خیلی در خودشان نگه می‌دارند، در خودشان مطالب را نگاه می‌دارند، مسائل را نگه می‌دارند. پیش افراد، موجه جلوه می‌دهند، خود را به كیفیتی نشان می‌دهند كه گویا مشكلی وجود ندارد، مسئله‌ای وجود ندارد. خدا عالم است وقتی خدا عالم است، انسان بیاید برای خلق خدا مشكل خود را مطرح كند! گرفتاری خود را همین‌طور مطرح كند همین‌طور به رخ بكشاند. اینها افرادی هستند كه مناعت ندراند، عزت نفس ندارند. در مقابل افرادی هستند كه آنها دارای مناعت طبع هستند. می‌گویند فلانی طبعش بلند است، عزت دارد، برای خود ارج و قیمتی قائل است، آن ارزش خود را به این سؤال معاوضه نمی‌كند، به این درخواست معاوضه نمی‌كند.

  • در این زمینه روایات بسیار است، خیلی ما در این زمینه روایات داریم كه اگر مؤمن می‌دانست كه در سؤال كردن چه چیزی را از دست می‌دهد، هیچ‌گاه در زمان حیات و عمر خود از كسی چیزی را درخواست نمی‌كرد. به‌طوری كه در روایت داریم بعضی از اصحاب رسول خدا وقتی‌كه سوار بر مركب بودند گاهی اوقات یك چیزی می‌افتاد و یك پیاده‌ای هم راه می‌رفت. آن می‌توانست بردارد بدهد، می‌توانست بگوید كه آقا یك چیزی از كیسه افتاده، این چوب از دستم افتاده، وسیله تازیانه چیزی كه با او مركب را حركت می‌دهم. پیاده می‌شد و می‌رفت او را تا این سؤال را نكرده باشد كه این را به من بده. این عزت نفس و این مناعت طبع یك مسئله‌ای است كه نه فقط در امور اجتماعی و مسائل اجتماعی بسیار بسیار تبعات و آثار سازنده و مثبت عجیبی دارد، بلكه نسبت به نفس خود انسان بسیار مسئله مهمی است. آنهایی كه یك همچنین حالتی دارند هیچ‌وقت رشد نمی‌كنند، همیشه یك حالت می‌مانند، همیشه در یك حدّ هستند. نفس ایشان رد نمی‌شود، از مشكلات نمی‌گذرد، چون تا با یك مشكل برخورد كنند فوری مطرح می‌كنند: آقا سرمان درد گرفت، آقا پایمان درد گرفت، آقا آنجا این‌طور شد، اینجا این‌طور شد. روزگار هم كه بالاخره بدون مشكل نیست. برای هیچ‌كس بدون مشكل نیست، برای همه افراد همه چیز در پرونده نوشته شده است. اگر انسان بخواهد بر این مسائل صبر كند و بازگو نكند و مطرح نكند و در خود نگه دارد همان صبر و تحمل و نگهداشتن، او را از این مرتبه به مرتبه دیگر عبور می‌دهد و رشد می‌دهد از این مرحله به مرحله دیگر.

    1. نهج البلاغه، نامه ٣١.