افاضه لطف و رحمت بی دریغ پروردگار بر جمیع موجودات
7اختصاص عالم خلق و عالم امر به خدا
«لکَ» لام، لام اختصاص است دیگر؛ یا لام اختصاص یا لام مِلکیّت. عالَم خلق ـ یعنی عالم آفرینش ـ، مِلک توست؛ امر و حقیقتش به سوی توست، واقعیّتش و ملکوتش به سوی توست. پس وقتی ظاهر و باطن، وجهۀ خدایی و وجهۀ خلقی از جمیع موجودات، اختصاص به تو دارد، من یقین دارم که مطلب اینطور است، از تو سؤال میکنم؛ چون از هر کس سؤال کنم از تو سؤال کردهام!
اختصاص تمام عوالم با اختلاف مراتبشان به خدا
در تمام عوالم ـ غیر از عالم امر و خلق که بیشتر نداریم. عالم امر که عالم تجرّد و ملکوت باشد، حالا به اختلاف درجاتش؛ ملکوت أسفل که عالم صورت باشد، ملکوت أعلیٰ که عالم ما فوق صورت باشد آن هم به اختلاف درجات و مراتبش؛ و عالم خلق هم که عالم طبع است و در تمام موجودات، هرکدام یک طبیعت خاصی است؛ تمام اینها اختصاص به تو دارد ـ من از که سؤال کنم که غیر از تو باشد و غیر از اراده و غیر از محکومیّت امر تو و غیر از معلومیّت به علم تو [باشد]؟!
معنای «تَبارَکتَ»
«تَبارَکتَ؛» بلندی، پربرکتی، مبارکی، خیر و رحمت از تو إفاضه میشود، مانند نوری که از خورشید جدا میشود و بیدریغ عوالم را روشن میکند، تا کجا روشن میکند؟! تا آن جاهایی که آدم حساب نمیتواند بکند!
خورشید که بالای آسمان بیاید، نور خودش را إفاضه میکند؛ بیدریغ هم هست، بخیل هم نیست که بگوید امروز نور بدهم، امروز نور ندهم، امروز مصلحت هست، امروز نیست!
ایجاد محرومیّت از فیض پروردگار توسط خود انسان
آن کسی که از نور خورشید محروم میشود، خودش میرود در اتاق پنجره را میبندد و پرده را هم میاندازد و اتاق را بر خودش تاریک میکند، یا میرود در سرداب و زیر زمین یا در چاه در تاریکی، یا بالأخره یک مانع خارجی میآید جلو نور خورشید را میگیرد دیگر، [مثل] ابری، چیزی؛ و إلاّ در ذات خورشید مگر منع هست؟! چه کسی دیده؟! چه کسی شنیده؟! چه کسی در کتب مطالعه کرده؟! از آن وقتی که خورشیدْ خورشید بوده، این یکوقت نور خودش را منع کند، دلش نخواهد یکروزی نور بدهد، دلش بخواهد یکروز نور بدهد، نور بدهد، کم و زیاد کند، نسبت به مَحالّ مختلف نورش را کم و زیاد بدهد! شنیدهاید؟! دیدهاید؟! جایی مطالعه کردهاید؟! آنوقت وقتی نور بیاید، نورش را میدهد، میدهد، میدهد، میدهد، کجاها نور میدهد! کجاها میرود! حالا از آنجا تا زمین ما نور میرسد امّا این نهایت نور که نیست! این تمام فضا را میگردد تا آنجایی که حساب ریاضی اجازه میدهد، آنجایی هم که اجازه نمیدهد که دیگر قابلیّت خورشید بیش از این نیست؛ خورشیدهایی دیگر است. امّا در این ذات، إفاضه مرتّب و مستدام است. پس خورشید مبارک است، یعنی پر برکت است؛ در مقابل آن موجودی که فیضش محدود است، عنایتش و عطایش مختصر است، در شب هست روز نیست، در روز هست در شب نیست، در این مکان هست در مکان دیگر نیست، در این خصوصیّت و این شرایط است و در غیر این خصوصیّت و شرایط نیست؛ امّا فیض خدا شامل است و کامل است و عام، بدون حساب! این معنی «تَبارَکت» است.

