در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افاضه لطف و رحمت بی دریغ پروردگار بر جمیع موجودات

13962
نسخه عربی

افاضه لطف و رحمت بی دریغ پروردگار بر جمیع موجودات

6
  • آن‌وقت این خدای رحیم و لطیف که ما را ایجاد کرده و دارد مانند باران بر سر ما افاضۀ وجود می‌کند و تمام جهات ما را در این سیر به مقام کمال می‌رساند، اگر ما یک چیزی از خدا سؤال کنیم ـ یک چیزی ـ، خداوند علیّ‌أعلیٰ ما را محروم می‌کند؟! خب چرا محروم کند؟! چه بُخلی دارد؟! چه حسدی دارد؟! چه طمعی دارد؟ چه حسّ انتقامی دارد؟! در اثر دادن، کجا از مُلکش کم می‌شود؟! اگر ندهد کجا به شخصیّت و استکبار او اضافه می‌شود؟! هیچ!!

  • خدایی که به غیر سائلین افاضه می‌کند، با سائلین چه می‌کند؟

  • خدایا تو آن کسی هستی که إفاضه می‌کنی عطاهای خود را بر آن افرادی که از تو سؤال نمی‌کنند و درخواست نمی‌کنند و بر آن افرادی که ربوبیّت تو را منکِر‌ند! اصلاً می‌گویند: تو رَبّ نیستی! منکرند؛ رب غیر توست! رب، ارباب انواع است که جدای از ارادۀ تو آنها مشغول به کارند! رب، عقل اوّل است! رب، مادّه است! رب، خورشید است! رب، موجودات ملکوتی هستند که به‌إزای ذات خود، جدا از اراده و قدرت تو مشغول کار هستند! رب، ستاره است؛ ستاره پرورش می‌دهد! و هر کس برای خود یک ربّی قائل شده است. این افراد که منکر ربوبیّت تو هستند، تو داری به آنها افاضه می‌کنی، «فکیفَ سیّدی!» با ما چه‌کار می‌کنی ای خدا؟! حالت چطور است؟! عملت چطور است «بِمَنْ سَأَلَکَ و أَیقَنَ أَنَّ الخَلقَ لَکَ و الأَمرَ إلَیک؟! با آن کسی که از تو سؤال می‌کند؟!» سؤال یاوه هم نمی‌کند، سرسری هم نمی‌کند که بگوید: ما سؤالی می‌اندازیم مانند تیری که رها می‌کنیم، اگر خورد به آن مُرد و صید شد، شد؛ اگر هم نه، خُب تیری رها کردیم! نه؛ من از تو سؤال می‌کنم، می‌دانم که فقط از تو باید سؤال کرد و بس! و یقین دارم که عالَم خلق اختصاص به تو دارد، مِلک طِلق توست! «و الأَمرَ إلَیک؛ امر هم به سوی توست!» عالم خلق یعنی: عالم مُلک، عالم امر یعنی: ملکوت؛ یعنی عالم جسم و روح، عالم طبع و معنا، عالم تقیّد و عالم تجرّد. تمام اختصاص به تو دارد!