در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افاضه لطف و رحمت بی دریغ پروردگار بر جمیع موجودات

13962
نسخه عربی

افاضه لطف و رحمت بی دریغ پروردگار بر جمیع موجودات

3
  • «ای پروردگار من! تو آن کسی هستی که فرومی‌ریزی، إفاضه می‌کنی عطای خود را و فیض خود را بر آن افرادی که از تو سؤال نمی‌کنند و چیزی درخواست نمی‌کنند!»

  • «سَیب» با سین، به معنای عطاست. مُسَیِّب یعنی مُعطِی؛ کسی که زیاد بخشش می‌کند، عطا می‌کند اسمش را می‌گذارند مُسَیِّب!

  • «خدایا تو آن کسی هستی که عطای خود را می‌ریزی و إفاضه می‌دهی و عطا می‌کنی بر آن کسانی که از تو سؤال نمی‌کنند و حتّی بر آن کسانی که به ربوبیّت و قدرت و ربّانیّت تو انکار دارند! پس چگونه است حال تو ای سیّد من، ای آقای من، به آن کسی که از تو سؤال می‌کند و آنکه ربوبیّتی جز تو نیست که هیچ، [بلکه] یقین دارد که خلق برای توست و امر به سوی توست؟! تو بلندمرتبه‌ هستی و مبارکی ای پروردگار همۀ عوالم!» فیضِ خدا افاضه می‌شود بر آن کسانی که سؤال می‌کنند و نمی‌کنند:

  • تفسیر فقرۀ: «یَا مَن یُعطِی مَن سَألَه یا مَن یُعطِی مَن لَم یَسألْه ...» از دعای ماه رجب

  • یَا مَن یُعطِی مَن سَألَه، یا مَن یُعطِی مَن لَم یَسأَلْه و مَن لَم یَعْرِفْه تَحَنُّنًا مِنه و رَحمَة.1

  • «ای خدایی که تو عنایت می‌کنی، عطا می‌کنی و به آن کسانی که از تو سؤال می‌کنند، درخواست می‌کنند؛ و عطا می‌کنی و إفاضه می‌کنی بر آن کسانی که از تو سؤال نمی‌کنند، بلکه آن کسانی که اصلاً تو را نمی‌شناسند، معرفت به تو ندارند!»

  • «تَحَنُّنًا» أی: تَلَطُّفًا مِنکَ و رحمةً مِنک، آن رحمت واسعه و لطف عامّه؛ لذا إفاضۀ رحمتت را انحصار نمی‌دهی به آن افرادی که تو را می‌شناسند و از تو درخواست می‌کنند! فیض عمیم و رحمت شامل خود را بر تمام موجودات، اعمّ از مؤمن و کافر و عابد و فاسق و سائل و طالب و غیر سائل و طالب، إفاضه می‌کنی.

  • ما نبودیم و تقاضامان نبود!

  • خُب این موجوداتی که به وجود آمدند، بالأخره در اصل وجود که اینها از پروردگار تقاضایی که نکردند؛ موجودی که اصلاً نیست، چه‌قسم تقاضا کند که خدایا مرا وجود بده! چیزی باید باشد و بعد تقاضا کند؛ وجود در مرتبۀ اوّل، و سؤال و تقاضا در مرحلۀ دوّم است دیگر! کانَ، کانَ‌ی ناقصه است اینجا؛ کانَ‌ی تامّه اصل‌الوجود است. کان زیدٌ، أی: وُجِدَ؛ امّا کان زیدٌ سائلاً، این سؤال هلیّة مرکَّبه است نه از هلیّة بسیطه! و لذا حتماً بعد از وجود است؛ وجود باید باشد و سؤال از عوارض وجود است. بنابراین آن موجوداتی که نبودند و به لطف پروردگار به وجود آمدند، کجا در اینجا سؤال می‌توانستند بکنند؟! نیست تا اینکه سؤال کند!

    1. إقبال الأعمال، ج ٢، ص ٦٤٤، فرازی از أدعیۀ یومیّۀ ماه رجب.