افاضه لطف و رحمت بی دریغ پروردگار بر جمیع موجودات
2أعوذ باللَه من الشّیطان الرّجیم
بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
وصلّی اللَه علی محمّد و آله الطّاهرین
و لعنة اللَه علی أعدائهم أجمعین
خداوند علاوه بر اصل گناه، تبعات و نتایج آن را هم میپوشاند
و ألبِسنِی مِن نَظَرِکَ ثَوبًا یُغَطِّی عَلَیَّ التَّبِعاتِ و تَغفِرُها لِی و لا أُطَالَبُ بِها إنَّکَ ذو مَنٍّ قَدیمٍ و صَفحٍ عَظیمٍ و تَجاوُزٍ کَریمٍ.
«تَبِعة» به معنی نتیجۀ عمل است؛ عملی که انسان انجام میدهد، آن آثار و لوازمی را که به دنبال دارد، آنها را تبعۀ عمل میگویند. عکسالعملی که عمل انسان در خارج دارد، جزائی که بر عمل مترتّب میشود، حالا جزاء، جزای خوب باشد یا جزای بد، تبعۀ عمل است، زشت باشد یا عمل خوب. اینها همه را تَبِعات میگویند؛ ولی خُب در اینجا مقصود همان آثاری است که بر گناهان مترتّب میشود.
«خدایا بپوشان بر من از نظر مرحمتت یک لباسی، جامهای، خلعتی که تمام این تبِعات و نتایج گناهان و سیّئات را بر من بپوشاند و هیچیک از عیوب و سیّئات من را باقی نگذارد.»
گذشت بیمنّت پروردگار
و تَغفِرُها؛ «همۀ آن گناهان را بر من بیامرز!»
و لا أُطالَبُ بِها؛ «بهطوریکه من مورد سؤال واقع نشوم و طلب از من نشود که: چه کردی و چه نکردی؟! وقتیکه این گناه آمرزیده شد و با آن خلعت، گناهان پوشیده شد دیگر برای من مُطالَب و مسئول واقع نخواهم بود!»
إنَّک ذو مَنٍّ قَدیمٍ؛ «قطعاً که تو ای پروردگار، دارای عطای قدیم هستی (مَنٍّ؛ به معنی عطاست؛ مَنّ قدیم، یعنی عطاهای تو تازگی ندارد، از سابق دارای عطا بودی)!»
و صَفحٍ عَظیم؛ «(صفح، به معنی إغماض و گذشت است؛ یعنی) گذشت تو هم خیلی بزرگ است!»
و تَجاوزٍ کَریم؛ «و بزرگوارانه درمیگذری، نهاینکه گذشتت مستلزم منّت باشد و اذیّت باشد و ناراحتی باشد!»
کریمانه یعنی: بزرگوارانه از گناهان و خطاها تجاوز میکنی و میگذری و آنها را نادیده میگیری!
افاضۀ پروردگار حتّی بر منکرین ربوبیّت
إلهِٰی أنتَ الّذِی تُفِیضُ سَیبَکَ عَلیٰ مَن لا یَسأَلُکَ و عَلَی الجاهِدینَ بِرُبُوبِیَّتِکَ، فکیف سیّدی بمن1 سَألَکَ و أیقَنَ أنَّ الخَلقَ لَکَ وَ الأَمرَ إلَیکَ تَبارَکتَ و تَعَالَیتَ یَا رَبَّ العَالَمِین.
- خ ل: من سألک.

