در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم رفع اختلافات و کدورت‌ها جهت بهره‌مندی از فیوضات ماه‌های رجب و شعبان و رمضان

14205
عنوان بصری
نسخه عربی

لزوم رفع اختلافات و کدورت‌ها جهت بهره‌مندی از فیوضات ماه‌های رجب و شعبان و رمضان

8
  • ما یك مبانی در دست داریم، این مبانی را از چهارده نفر گرفتیم والسلام تمام شد. نه كسی مدعی است كه بنده معصوم است و نه كسی مدعی است كه دیگران معصوم هستند. یا آن مطالب و مبانی را با آنچه كه آنها فرمودند وفق می‌دهد یا وفق نمی‌دهد. وفق داد فبها وفق نداد معصوم نیستیم ما. این مطلب بایستی كه مورد دقت قرار بگیرد. ما در همه مطالب نظر داریم بالاخره هر كسی برای خودش حرف دارد، نظر دارد، فكر دارد، سلیقه دارد. ولی مثلا می‌بینیم كه حالا فرض كنید كه در یك مطلب این حرف او را نمی‌پذیرد، حالا كه نمی‌پذیرد جواب تلفن او را نمی‌دهیم، سلام می‌كند همچنین خیلی جوابش را درست نمی‌دهیم. من از شما یك سؤال می‌كنم: مگر شما در منزل با خانواده‌تان در همه مسائل موافقت دارید؟ در همه مسائل مگر حرفتان یكی است؟ نه، ممكن است شما از یك نفر تقلید كنید خانواده شما از كسی دیگر تقلید كند.

  • بنده بعد ازفوت مرحوم آقا گفتم كه كسی حق ندارد از هر كسی كه تقلید می‌كند ابراز كند. به خاطر اینكه این را می‌دیدم كه فردا می‌آیند و می‌گویند كه یا باید از یك شخص خاص تقلید كنید، یا از جمع ما بیرون بروید. من این را می‌دیدم و همین‌طور هم شد! لذا آن موقع آمدم گفتم كه آقا از هر كسی تقلید می‌كنید، از هر كسی مسئله می‌پرسید، به كسی لازم نیست بگویید، لازم نیست بگویید.

  • بنده خودم این مسئله را درخانواده خودم اعمال كردم. یك وقت اهل بیت ما آمده بود گفت: فلانی من از كه تقلید كنم؟ گفتم: چه می‌دانم از هر كسی می‌خواهی تقلید كن. گفت: به نظرت آقای فلان چطور است؟ گفتم: خوب است. گفت: تو تأیید می‌كنی؟ گفتم: اسم من را نیاور، خودت برو ببیین، من متضمن نمی‌شوم، ضامن نمی‌شوم نسبت به این موضوع. من دین كسی را به عهده نمی‌گیرم، خودت برو تحقیق كن. گفت: رفتم دیدم كه فلان‌كس خوب است. گفتم: باشد. گفت: پس رساله توضیح المسائل آن را برای من بخر. گفتم: من نمی‌خرم، خودت خواستی برو بگیر، جایش اینجاست، نزدیك حرم كنار خیابان می‌فروشند، پنجاه تا رساله می‌فروشند، یكی هم این است! فراوان! رفت آنجا گرفت. از آن‌موقع تا حالا لایش را باز نكرده است. هر مسئله كه باشد می‌آید از من می‌پرسد! می‌گویم آخر تو چه مقلدی هستی، رفتی كتاب او را گرفتی مسئله را از من می‌پرسی؟!