آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
8حالا ما امروز فرض كنید كه با رفیقمان به انواع خوشوبشها و ارتباطات و گرمیها به سر میبریم تا یك قضیه پیش میآید، انگارنهانگار رفاقت ده ساله و پانزده ساله و بیست سالهای وجود داشته است. ابدا، دیگر با او كاری نداریم. چرا كاری نداریم؟ پس این ده سال كجا رفت؟ این پانزده سال كجا رفت؟ حالا شما در یك قضیه اختلاف پیدا كردید، خب كردید. حالا مگر انسان در محیط خانواده با عیالش اختلاف پیدا نمیكند؟ فوری میآید به او میگوید تو برو پی كارت، من هم میروم؟! اختلاف، اختلاف است. یك اختلافی پیش میآید و بعد هم رفع كدورت میشود. چرا باید اینطور باشد؟ اینها همه چیست؟ ناشكری است. اینها ناشكری است كه انسان انجام میدهد. كجا شما سراغ دارید دو نفر از نقطه نظر سلیقه مانند هم باشند؟ كجا ما سراغ داریم؟ بارها خدمت رفقا عرض كردم كه سلوك فقط ذكر گفتن و نمازشب خواندن نیست. این دستورات، اینها سلوك است. این مسائل، مسائل حیاتی و اخلاقی سلوك است.

