آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
7مراجعه كند دیگر پیش من نمیآید! دیگر دور ما نیست و حالا نگویم، فعلًا دست نگه دارم و بگذارم باشد. این خیانت است، خیانت. و همین رفیق در روز قیامت جلوی من را میگیرد كه چرا در فلان برهه صلاح من این بود من را ارجاع بدهی فلان شخص را معرّفی كنی و او به خیر بوده و برای من مصلحت بوده است. چرا كتمان كردی؟ چرا این كار را كردی؟ اینها همه حساب است. مرحوم آقا شیخ عبّاس هاتف قوچانی اهل این حرفها و این مسائل نبود اهل صدق بود. تعبیری كه مرحوم آقا از ایشان میآوردند این بود كه ایشان صادق بود در مدعای خودش، صادق بود در رفتار خودش.
با یك واسطه شنیدم كه وقتیكه آشیخ محمّد جواد انصاری همدانی رحمت اللَه علیه به نجف مشرّف شدند، خود آقا شیخ عبّاس مرحوم آقا را در آن مجلس بردند و به ایشان گفتند كه از این به بعد شما به مرحوم انصاری مراجعه كنید و به من كاری نداشته باشید. این چقدر مهّم است! این چقدر حكایت از اخلاص و صفای یك نفر میكند. مرحوم آقا هم تا آخر عمر با ایشان ارتباط داشتند. نامهها بین هم ردّ و بدل میشد و در بسیاری از موارد اگر كاری از دست ایشان برمیآمد كوتاهی نمیكردند و همینطور آن مراتب مودّت و مراتب تعظیم و تكریم و تشكّر را تا آخر عمر داشتند، این را میگویند یك انسان كامل. نمیگوید الآن من از او بالاتر زدم، حالا دیگر ولش كن، نه!
این مدّتی كه در نجف بودند به واسطه دستوراتی كه میدادند یعنی مرحوم علامه طباطبایی به مرحوم آقا فرموده بودند وقتی نجف میروید با ایشان (مرحوم قوچانی) ارتباط داشته باشید و دستورات ایشان را عمل كنید. خود این قضیه هم با دستور علامه طباطبایی بوده است. بنده خودم شنیدم از ایشان كه حتّی مراجعه به مرحوم آقا شیخ عبّاس به دستور علامه طباطبایی بوده است و سر خود نبوده است. و در این مدّت چند سال، سه یا چهار سال ایشان در تحت نظر و پیگیر مطالب و اذكار بودند. البتّه غیر از ایشان هم افراد دیگری بودند كه در نجف ایشان با آنها هم ارتباط داشتند، یكی دو نفر دیگر بودند كه در همین زمینه با ایشان ارتباط داشتند و آنها بعضی از مطالب را خدمت مرحوم آقا حتّی به عنوان ذكر تذكّراتی میدادند و مطالبی را یادآوری میكردند و آنها هم اتّفاقاً از شاگردان مرحوم قاضی بودند. برای همین سه چهار سالی كه در نجف بودند تا آخر عمر هر كاری از دستشان برمیآمد انجام میدادند.

