وابستگی ارتقاء نفس سالک به کیفیّت تغذیه و نحوۀ اکتساب اموال
5شد؟ با آلوده شدیم تمام شد قضیه؟ این است مسئله؟ وقتی كه استاد مرحوم والد به ایشان میگویند كه شما چرا این كارها را انجام دادی كه بنده توضیح این مسائل را قبلا دادهام ایشان میگفتند آقا اگر این كارها را نكنیم مردم بهای میشوند ایشان میگویند آقای آقا سیدمحمدحسین مردم بهائی هستند، مردم بهائی هستند آقاجان، هر چه بگویند اشهد ان لا اله الا اللَه و معتقد به دوازده امام باشند.
به راحتی میآییم و به خاطر آن باور سست، نسبت به تبعات مطلب و عقبات مسئله و مسائل پیش رو خود را با ظواهر میآییم و آلوده میكنیم و كم كم آن روزنههای نفوذ مطلب را، آن روزنهها را یكی یكی میبندیم، میبندیم، آن حالت آمادگی را یكی یكی از دست میدهیم، دیدید وقتی كه شما در یك مجلسی هستید، مجلس ذكری هستید، مجلس توسلی هستید، مجلس ذكر اهل بیت هستید، چه حالی به شما دست میدهد؟ در حرم هستید، در یك مقام مقدسی هستید، در مقام طهارت هستید، چه حالی دارید؟ چه حال و هوایی دارید؟ احساس میكنید كه با وضعیت دو ساعت قبلتان تفاوت دارید، احساس میكنید حالت شما و روحیات شما و صفات و ملكات شما با آن چه را كه دیروز با شما محشور بود و قرین بود تفاوت پیدا كرده است، حالت ترحّم در شما تقویت شده، حالت عطوفت تقویت شده است، حالت جود و بخشش بیشتر شده است، اینها همه مال چیست؟ مال همین وجود روزنههایی است كه به واسطه این روزنهها انسان میتواند ربط برقرار كند، این روزنهها اگر بسته شود ربط هم قطع میشود، ربط هم قطع میشود.
یك روایت عجیبی است از رسول خدا كه میفرمایند: اذا أردتم أمرا خیر یا اذا أردتم الخیر فاستبقوا من الشیطان، یمنعكم بعد ذلك. وقتی كه در یك حالتی قرار دارید كه احساس میكنید میخواهید یك كار خیری انجام بدهید، یك قدمی بردارید، یك امر خیری را برای مؤمنی، برای اجتماع، برای مردم، برای قوم و خویش، برای رحِم و برای رفیق و دوست میخواهید قدمی بردارید، زود انجام بدهید، زیرا اگر این فرصت بگذرد دیگر معلوم نیست كه شیطان بگذارد شما بر سر آن اراده و نیت خودتان پایدار باشید. میآید وسوسه میكند، كم كم میبینید آن حال آمادگی را ندارید، یكخرده سست شدید، یكخرده بیمیل شدید، الان قوه شما زیاد است، قدرتتان برای انجام زیاد است، آمادگی نفس زیاد است، ولی دو ساعت كه میگذرد: حالا بگذار فردا، بگذرد ببینم چه میشود، فردا بشود ...

