تأثیر جنبه باطنی و ملکوتی نعمتهای خداوند متعال بر نفس انسان
9به یك نحوی سرتان را بیاندازید پایین به نحوی غذا بخورید، مثلاا فرض كنید كه از كباب هم بگذارید چه اشكال دارد از كباب بگذارید در ظرف خودتان منتهی حالا غذای دیگری را در كنارش بخورید نه كسی متوجه میشود و نه كسی میفهمد، احترام صاحبخانه هم حفظ شده، اینها خیلی نكات دقیقی است كه دارم خدمت شما عرض میكنم، اینها مسئله است ....، نه احترام صاحبخانه خدای نكرده موجب هتك قرار میگیرد و نه افراد متوجه میشوند و نه این موضوع به عنوان قضیه غیرعادی جلوه میكند. چون این برای نفس خود شما هم ضرر دارد، مردم میگویند فلانی در این جا این جور عمل كرده، به به، حاج آقای فلان این قدر شخص مقدسی بود و بعد هم در كتابها بنویسند و به عنوان كرامت یاد كنند!! اتفاقا هیچ هم كرامت نیست بلكه ضد كرامت است. خیلی این قضیه ضد كرامت است، آن چه كه ما در شرع دستور داریم عمل به ظاهر است، بر طبق ظاهر بودن و عدم پرداختن به این گونه مسائل كه نفس را دچار وسواس میكند، وسواسی كه ضررش از خوردن حرام حتی بدتر است، خب انسان فعل حرام را میگوید خدایا غلط كردم، توبه كردم و بعد میگذرد و آن اثرش از بین میرود ولی وسواس را دیگر میخواهد چكار كند؟ میخواهد چكار كند؟!
یك شب به اتفاق چند نفر از دوستان رفته بودیم جایی، یكی از اینها وسواس داشت، آن بنده خدا صاحبخانه آمده بود كباب درست كرده بود، این شروع كرد كباب را خوردن، یكدفعه دیدیم این سرش را شروع كرد به تكان دادن كه این گوشت نشسته است، مزه گوشت نشسته میدهد! گفتم تو از كجا مزه گوشت شسته و نشسته را میفهمی؟ بخور بابا، همان زمان مرحوم آقا بود و این آدمی بود كه موقع نماز ظهر میرفت سرحوض برای گرفتن وضو و هفت ساعت سرحوض بود تا یك وضو بگیرد!! خب این چه نمازی است؟ وسواس آدم را میرساند به این جا، وسواس اصلا نفس را برمیگرداند، پیغمبر هم هفت ساعت سرظهر برای وضو میایستاد سر حوض؟ برای وضو گرفتن امام صادق هم هفت ساعت میایستاد؟ خب ای بر پدر یك همچنین مرام و مسلكی كه انسان را از همه چیز ساقط كند، از زندگی ساقط كند، از توجه ساقط كند، تمام توجه نفس فقط منعطف میشود به این كه زیر ناخن آب برود! آخر كی امام صادق ناخنش را برداشت این جوری كند كه ببیند زیرش آب رفته یا نه؟ مگر غیر از این است كه ما باید آنها را اسوه قرار بدهیم، الگو قرار بدهیم در اعمالمان و در رفتارمان؟ آنهایی كه ما را به این سمت و سو دعوت كردهاند آنها میدانستند كه اگر بخواهند این گونه مسائل را در اختیار ما قرار بگذارند از مقصد مانده و به راه پرداختهایم و در راه میمانیم و مقصد همین طور در افق بعیده، از دسترس به دور است.

