تأثیر جنبه باطنی و ملکوتی نعمتهای خداوند متعال بر نفس انسان
3حال صورت خنزیر را دارد، این طور نیست كه تصور آنها به یك صورت موجب نفی صورت دیگر باشد، یعنی یك شخصی فرض كنید كه ممكن است دارای چهار صورت از صورت حیوانیه باشد، یك مخلوطی باشد از این صورتها و افرادی كه دارای بینش باشند صورتها را تشخیص میدهند و از صورتها میتوانند بفهمند كه این چه شغلی دارد، كسی كه كشاورز است چهره معنوی و صورت مثالی او به یك نحو است، كسی كه دامدار است فرق میكند، كسی كه فرض كنید كه جزو عمّال ظلم است صورت ملكوتی و صورت مثالی او مختلف است. از این جا انسان به خیلی از مطالب پی میبرد كه چطور اشتغال افراد به امور ظاهری ...، خب پول، پول است دیگر، تفاوت نمیكند، وقتی كه شما ده تومان دارید این ده تومان فرق نمیكند كه این از كجا رسیده باشد این ده تومان را فرض كنید كه شما از كسب حلال به دست بیاورید، یا این كه ده تومان را از سرقت به دست بیاورید یا این ده تومان را از كلاهبرداری به دست بیاورید، یا این ده تومان را از ارتشاء به دست بیاورید یا رشوه بگیرید، كاری است كه باید راه بیاندازی، میگویی تا این مقدار پول ندهی كارت را راه نمی اندازم! این را میگویند ارتشا، رشوه گرفتن حرام است، آتش است، دوزخ است و جهیم است و یا اینكه ده تومان را از ربا به دست بیاورید، ده تومان، ده تومان است ولی صورت باطن آنها تفاوت میكند، همین ده تومان كه در دست شما است وقتی آن شخصی كه خبیر و بصیر است به آن نگاه كند میگوید این ده تومان را از كجا آوردی؟! از این ده تومان آتش دارد میرود بالا! شما میگویی آقا من آتش نمیبینم، دهتومانی است، صدتومانی است، هزارتومانی است، كجا آتش است؟ میگوید تو نمیبینی ولی من میبینم كه این هزارتومانی كه در دست تو است از آن دارد آتش میرود بالا، از كجا آوردی ...؟ چرا ما نمیبینیم؟! ما كه فقط یك رنگ سبز میبینیم، ما كه فقط یك كاغذ میبینیم، یك مقداری خطوط میبینیم، خط میبینیم ....، چون ما چشم نداریم، آن كه چشم دارد آن كه بصیرت دارد، آن میفهمد كه این الان چه وضعیتی دارد.

