ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان
5شما هم برو. خودش نمیتواند. اگر این كار را انجام بدهد یك عمل ضدّ سلوكی انجام داده است. یعنی ضد و برخلاف مسیری كه خدای متعال تعیین كرده انجام داده است.
این مراقبهای كه بزرگان میفرمایند انسان باید مراقبه كند، خیال نكنید فقط مراقبه از دروغ گفتن و سّب و فحش دادن، نه! مراقبه در اینگونه مسائل، انسان خود را نگه دارد، كفّ نفس كند، زبان را به هر سخنی نگشاید، هرچه كه به فكر او آمد او را بر زبان نیاورد این مراقبه است. یك وقت ممكن است انسان یك همچنین مسئلهای را انجام بدهد از ده سال نماز شب خواندن جلوتر برود. خود را نگه دارد. نفس خود را نگه دارد از هرز بودن و بیحساب و كتاب بودن، او را دربیاورد، این میشود مراقبه. این معنا معنای مراقبه است.
نسبت به مطالبی كه خدمت رفقا عرض شد دیدم كه بهتر است توضیح بیشتری در این زمینه داده بشود تا اینكه آن مسیر واقعی و سنّت حسنه و دستوری كه خود بزرگان و اولیای دین و ائمّه علیهم السّلام به ما دادهاند آن دستور مشخص شود. لِمّ و علّت آن به دست بیاید و بدانیم كه باید در آن مسیر حركت كرد و در آن راه رفت تا اینكه انسان به آن نتیجه مطلوب برسد و الّا ممكن است كه در مراتب پایین متوقّف شود. من نمیگویم كه افراد گمراه میشوند، متوقّف میشوند در همان مراتب پایین میمانند. حركت ایشان در همان منازل مادون، آن حركت تثبیت میشود و دیگر نمیتوانند عبور كنند، نفس خود را نمیتوانند بكِشند و به بیرون بیاورند و او را وارد افقهای دیگری كنند. فقط اینجا كه نیست. مسائلی هست، مراتبی هست، درجاتی هست كه برای رسیدن به آن درجات، انسان باید به خود حركت بدهد و تصوّر نكند كه مطلب به همین كیفیت و به همین وضعیت است.
شكّی نیست در اینكه مصائبی كه بر اهل بیت وارد شد مخصوصاً در مسئله كربلا از حدّ تصور اصلًا خارج است. جنایاتی كه دشمنان خدا روا داشتند بر آل رسول و آن فجایعی كه انجام شد كدام قلبی است كه شمّهای از این فجایع را بشنود و متأثّر نشود.

