در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان

16626
عنوان بصری
نسخه عربی

ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان

3
  •  عقوبت اخروی را هم باید متحمّل شود. هم ضمان دنیوی و هم عقوبت اخروی.1 این مسیر، مسیر عقلایی است، مسیر منطقی است. رسول خدا هم نمی‌فرمود مطلب همین بود. مطالبی را كه اولیای دین می‌فرمایند بر اساس منطق و بر اساس فطرت و بر اساس موازین و مبانی فطری است. این‌طور نیست كه به صرف طبابت و تداوی با اعشاب و گیاهان هر كسی به خود اجازه دهد كه با جان مردم بازی كند.

  •  وقتی‌كه مرحوم آقا برای تحصیل به نجف مشرّف شده بودند، فرزند اوّل ایشان یك دختری بود به نام فاطمه و خیلی از هوش او هم تعریف می‌كردند. می‌گفتند یك چیز عجیبی بود. تقریباً حدود شش ماه در آن هوا و فضای نجف بود، یك شخصی آنجا بود به او می‌گفتند كه دكتری هست و آقایان پیش او می‌رفتند، درحالی‌كه خیلی سررشته نداشت و آمده بود و خودش را به این شغل مشغول كرده بود. كسی دیگر هم نبود یا اینكه این‌طور معروف شده بود. این بچّه مریض می‌شود و پیش این دكتر می‌برند و این هم دارو می‌دهد و این فوت می‌كند. اواخر حیات مرحوم آقا بود در یك قضیه‌ای كه ایشان برحذر می‌داشتند افراد را از اینكه به غیرمتخصّص مراجعه كنند و می‌فرمودند باید در این‌گونه مسائل به بهترین متخصّص مراجعه كرد. افرادی كه می‌آمدند یك پیشنهادهایی می‌كردند و از پیش خودشان تجویزهایی می‌كردند. ایشان خیلی متأثّر می‌شدند و پرخاش می‌كردند و می‌گفتند این كارها چیست كه انجام می‌شود مگر اینها ... یعنی این یك سنتّی است در میان ما ایرانی‌ها، واقعاً یك سنّت غلطی است، یك روش غلطی است كه در چیزی كه سررشته نداریم دائماً دخالت می‌كنیم و خیال می‌كنیم حالا این یك فخر و افتخار است. ایشان می‌فرمودند من هنوز كه سال‌های سال از آن جریان فرزندم می‌گذرد، هنوز آن سوز از دست دادن این فرزند را به خاطر طبابت آن شخص غیرطبیب در خود احساس می‌كنم. این حرف شخصی است كه ولی خدا است. ولی چقدر این مسئله گران آمده كه این‌طور از این مطلب یاد می‌شود. باید هر چیزی جای خود باشد. یكی هم در مسائل بنّایی هر كسی می‌خواهد بنّایی كند هر كسی می‌آید رأی می‌دهد: اینجا را این‌جور كن، آنجایش را آن‌جور كن. در مسائل مختلفی هست كه بدون تخصّص ما می‌آییم و اظهار نظر می‌كنیم و بدون در نظر گرفتن عواقب، همین‌طور نظر می‌دهیم.

    1. كشف القناع، ج ٤، ص ٤٢.