تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی
6آن حالت ارتقاءو رقاء را من احساس میكردم كه یك همچنین قضّیهای اتفّاق دارد میافتد یك همچنین مسئلهای دارد اتفّاق میافتد و آن لذّت، لذّتی بود كه اشك از چشمان ایشان همین طور مثل ناودان جاری میكرد، درست؟!
این مسئله، خب ما وقتی كه این مطلب را خواندیم از كتاب روح مجرّد، وقتی كه این كتاب چاپ شد دیدیم ا آن صفحه بعد نبود، صفحه بعد از این مطلبی كه ایشان نوشته بودند من نخواندم این مطلب را كه به نحوی مسئله توجیه و یك قدری مطلب قابل پذیرشتر شده بود در آن صفحه بعد. رفتم خدمت ایشان، مرحوم آقا، و گفتم: آقا این مطلبی را كه این جا هست آن موقع من مطالعه میكردم نبود. ایشان یك خنده ای كردند و فرمودند: بله، آن موقع این نبود. با ما تماس گرفته شد و گفته شد كه این مطالب برای افراد قابل هضم نیست، یك شخصی تماس گرفت و ممكن است نسبت به این مسئله افراد دچار بعضی از تصوّراتی بشوند كه حالا فرض كنید كه ایشان از این قضّیه كربلا اصلًا ناراحت نشده، طوری نشده، باكیش نیست و به عنوان یك مسئله عادی این قضیه به اصطلاح تلقّی شود و اینها، ما آمدیم و به خاطر این نكته مسائل را اضافاتی به آن كردیم و یك مطالبی آوردیم تا این كه آن كسانی كه شاید نتوانند آن مطالب قبل را هضم كنند، آن مطالب بعد بتواند جبران كند. امّا قضّیه همان است، مسئله همان است كه ما در آن صفحات مطالب را روشن كردیم.
و واقعاً در این جا باید گفت كه مولانا رحمت اللَه علیه حقّ مطلب را ادا كرده و آن مطالب را به صورت شعر درآورده و آن حالات را به صورت شعر درآوردهاست كه اصلًا قضّیه كربلا قضیه مصیبت نیست.

